شخصیت حضرت علی ع در دو منظومه علی نامه و خاوران نامه- قسمت ۲۰

از مسایلی که مو جب اختلاف در جامعه اسلامی شده است، جنگ هایی است که در میان صحابی پیامبر (ص) بعد ازآن حضرت رخ داده است. کسانی هستند که می گویند طرفین جنگ های جمل، صفین، نهروان برحق بوده اند، امّا شیعیان می گویند: به ادلّۀ عقلی و نقلی امکان ندارد، دو طرف متضاد و درگیر، بر حق باشند و دو گروه حق با هم بجنگند و محال است امیرالمؤمنین (ع) اقدام به جنگی نموده باشد که طرف مقابلش نیز بر حق بوده باشد، در همین زمینه روایتی از حضرت پیامبر (ص) نقل شده است که پیامبر (ص) زبیر را از جنگ با علی (ع) منع نموده است.
«سدی گفته است: که این آیه(انفال:۲۵) درباره اهل بدر نازل شده است که در جنگ جمل کشته شدند،و نیز از حسن روایت شده است که: این آیه درباره علی (ع)،عمار،طلحه،و زبیر نازل شده است. زبیر می گوید: هنگامی که آیه در بین ما نازل شد و ما آیه را خواندیم، هرگز گمان نمی کردیم که ما اهل، ( مصداق ) آن باشیم؛ امّا امروز گرفتار آن فتنه شده ایم. روایت شده است که زبیر روزی با پیامبر(ص) صحبت می کرد و علی (ع) برآنها وارد شد. بعد زبیر به طرف علی (ع) نگاه نمود و خندید، پیامبر(ص) از زبیر پرسید، چه قدر علی (ع) را دوست دارید؟ زبیر گفت: علی را به اندازه پسرم یا بیشتر دوست دارم. پیامبر (ص) فرمود: چگونه باشد که در مقابل علی برخیزی و بااو کشتار نمایی.» ( سیوطی، ۱۴۰۴: ج۱،۱۷۷ ) و گفتار ربیع:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پس آنگه پیامبر علیه السلام
بگفت ای زبیر ابن عم مرا
زبیر آنگهی گفت ایا مصطفی
نبی گفت بعد از من این مرد چیر
رخان زبیر از غمان زرد شد
بپرسید این از زبیر عوام
چگونه شناسی بگو بی ریا
زجان خوشتر آید مرا مرتضی
بسی رنج بیند ز تو ای زبیر
از این اندهان دلش پر درد شد
(ربیع،۱۳۸۸: ۱۶ پ)

 

تردیدی نیست که پیامبر اسلام (ص) همواره مردم را به رعایت حرمت آن حضرت توصیه و از آزار آن حضرت برحذر داشته است که ذیلاً به مواردی اشاره می شود:
یکی از بدعت های بنی امّیه خصوصاً در زمان معاویه، سبّ علی بود و در این راه اقدامات و طرح‌های شوم زیادی طراحی گردید. در این راستا علما نیز به گروه های مختلف تقسیم شدند. عدّه ای دیگر بی تفاوت ماندند و بعضی دیگر با آن مخالفت نمودند، روشن است که بدعت وجوب سبّ علی(ع) و خاندان مطهرش را برای اوّلین بار معاویه پایه گذاری و در قنوت نماز واجب اعلام نمود،همین بدعت های معاویه موجب گردید که شامیان نه تنها با اهل بیت (ع) بیگانه،بلکه دشمن گردند و در پایان فاجعه‌ی عاشورا را پدید آورند. قال رسول الله (ص):«لاتسبوا فإنهُ علیه، فإنهُ کان مخشوشاً فی ذات الله» «رسول الله (ص) می فرماید: هرکس علی (ع) راسب نماید، مرا سب کرده است. درحدیث دیگر آمده است که علی (ع) از دست مردم در محضر پیامبر (ص) شکایت کرد، پیامبر (ص) در بین مردم خطابه ارائه کرد و فرمود:علی (ع) را نیازارید که به خدا قسم، علی (ع) در ذات خدا و راه خدا فانی شده است.» (ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹: ج۲،۱۰۶)
سراینده منظومه علی نامه و خاوران نامه زمینه های اعتقادی و دینی را در باب اهل بیت و ولایت ایشان در این زمینه بدین گونه بازگو می کنند:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

که ایذون شنیدم من از مصطفی
ره مصطفی چون ره مر تضاست
که کافر بود دشمن مرتضا
رضاشان رضای خدای شماست
( ربیع،۱۳۸۸: ۶ر )

 

و در خاوران نامه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علی بابها در باب او فرمود پیغمبر
به علم ظاهر و باطن چنان مشکل گشای آمد
بدین منصب که را دانی جز او شایسته و اولی؟
که بی او بود بس مشکل، اگر مشکل شدی‌حل‌ها
( ابن حسام، ۱۳۸۲: ۷۷ )

 

۴-۲-۵ افضلیت امیرالمؤمنین (ع)
یکی از بحث ها در بین مسلمین این بوده است که افضل بعد از پیامبر (ص) کیست؟ براساس احادیث بسیاری پیامبر نشان می دهد که افضل بعد از رسول از هر جهت امیرالمؤمنین (ع) است: «علی در آسمان هفتم چون خورشید درخشان روز است در زمین و در آسمان دنیا چون ماه تابان شب است در زمین خدا، به علی سهمی از فضیلت داده که اگر بر اهل زمین بخش شود همه را فرا گیرد،نرمش لوط و خلق یحیی و زهد ایوب و در سخاوت به ابرهیم ماند، خرّمی او چون خرّمی سلیمان بن داوود است و توانایی او چون توان داوود و نامش بر همه پرده های بهشت نگاشته است.» ( ابن طقطقی،۱۳۵۰: ج۱،۹۹ )
بسیاری از فضائل و مناقبی را که شیعیان در باره علی بن ابی طالب نقل می کنند دارای سند و مدارک واقعی است که در کتاب های صحیح و مورد اطمینان اهل سنّت هم نوشته شده است و نه تنها از یک راه بلکه ازراه ها و سند های گوناگون نقل شده است که دیگر جایی برای دو دلی باقی نمانده است. بسیاری از اصحاب، روایت های بی شماری را در فضائل امام علی نقل کرده اند تا آن جا که ابن حنبل می گوید: «هیچ یک از اصحاب رسول خدا، دارای آنقدر فضائل زیاد نیست جز علی بن ابی طالب»(سیوطین، ۱۴۰۴:ج ۱، ۹۹ )

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *