رابطه مغز و معده چیست؟

رابطه مغز و شکم

وقتی می گیم چیزی رو از شکمم گفتم و یا این حرف رو از خودم در آوردم، در واقع از زبون کنایه استفاده می کنیم و منظورمون چیز دیگه ایه.

یه زن و شوهر میکروبیولوژیست به اسمای جاستین و اریکا سونبورگ، که دارای مدرک دکتری بوده و در آزمایشگاه سونبورگ دانشگاه استنفورد کار می کنن در تموم طول عمر کاری خود میکروبای رودوی رو مورد بررسی قرار دادن و با کمک همدیگه کتاب یه روده خوب رو به رشته تحریر در آورده ان.

این زن و شوهر می گن که کنترل وزن، کلید داشتن سلامت ذهنی در طولانی مدته و باعث می شه که کلا احساس سلامتی کنین. در واقع مغز و شکم ما با به کار گیری یه شبکه وسیع از نورونا، مواد شیمیایی و هورمونا به همدیگه در رابطه شدن. پس وقتی که ما وارد دفتر کار شریک و یا رئیس اداره مون میشیم تا به بحث در مورد آخرین ارقام فروش و سود و زیان شرکت بپردازیم، با گوش دادن به صحبتای غم انگیز اونا در مورد خرید و فروش، احساس بدی رو در شکم و روده خود تجربه می کنیم و بنابر این این دلایل چگونگی اتصال مغز و روده رو در عمل نشون میدن.

تحقیقاتی که تازگیا در این رابطه انجام شدن نشون میدن که محور وصل کننده مغز و شکم به دو صورت وارد عمل می شه. واقعا باکتریای موجود در روده و شکم ما سیگنالایی رو به مغزمون ارسال می کنن که خلق و خو، چگونگی برخورد با بقیه و کلا بینش و جهان بینی ما رو تحت تاثیر قرار میده.

پس علاوه بر این که این تحقیقات می تونن مدرک دارای دلیل و قوی ای مربوط به ضرورت مصرف غذاهای غنی از پروبیوتیکی مثل ماست، کیمچی و کلم بروکلی باشن، این تحقیقات نشون میدن که احساسات شکمی ما واقعا دقیق تر از اون چیزی هستن که ما ممکنه تصور کنیم. پس بهتره با مطرح کردن سوالات زیر به این نکته پی ببرین که چه وقتی می تونین به غرایز و ندای درونتون اعتماد کنین:

  1. واقعا من به عنوان یه آدم به اون چیزی که شکمم در مورد تصمیماتی که اتخاذ می کنم میگه توجه می کنم و اونا رو جدی می گیرم و یا به سرعت شروع به قضاوت کردن و عزمشونو جزم کردن می کنم تا احساس استرس و اضطراب موجود در درونم رو متوقف کنم؟
  2. من به سخنان شکمم گوش میدم، چون اون قدر تنبل هستم که نمی خوام با در نظر گرفتن حقایق و دلایل منطقی عزممو جزم کنم، و یا واقعا احساس می کنم که چیزی که باید تا کنون می دونستم رو فهمیدم و همینا واسه گرفتن یه تصمیم مهم کافی هستن؟
  3. اگه چند دقیقه یه گوشه بنشیم و احساسات موجود در شکم و روده ام رو لمس کرده و اجازه دهم تا مغزم با این احساسات کلنجار رفته و با اونا برخورد کنه، این قدرت رو دارم تا بتونم احساسات موجود در روده ام رو تغییر دهم؟
  4. واسه اینکه ببینم راهی که انتخاب کردم و هدفی که واسه خود تعیین کرده ام درسته یا نه باید بر احساسات موجود در شکمم اعتماد کنم و یا واسه در پیش گرفتن تصمیمات لازم در این میدون باید به حرفا و صحبتای بقیه اعتماد کنم؟
  5. در مورد عواقب تصمیماتی که خودم به تنهایی اتخاذ می کنم و می دونم اگه اونا رو با بقیه در میان بذارم، به رقابت کشیده شده و به چیزی بیشتر از جمله به من اعتماد کن نیاز دارن، به اندازه کافی اطلاعات دارم یا خیر؟
  6. اطلاعاتی که واسه آزمایش عکس العمل شکمم، در صدد جمع آوری شون هستم باعث می شن که این احساسات شکمی ام کمی آروم تر شن و یا درست بر عکس این موضوع عمل میکنن، یعنی این اطلاعات، بیشتر باعث افزایش احساس اضطراب و استرس من می شن؟

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

اختصاصی چیه

فاضلی

Next Post

رابطه‌ای می‌خواهم عاشقانه؛ عین فیلم‌ها!

اگه جزو زنائی هستین که تصور می کنن همه رابطه های عاشقانه و زن و شوهری مثل فیلما باید باشن، از شما درخواست می کنیم از هم حالا این دیدگاه رو در خود از بین ببرین. داستان عاشق و معشوقایی که همدیگه رو می بینن و واسه رسیدن به هم […]