تحلیل مضامین اخلاقی در سیاستنامه و قابوسنامه- قسمت ۶

۹ – درج تضمین اشعار و امثله برای ارایش و زینت کلام
۱۰ – کوتاهی جملات
۱۱ – ایجاز
۱۲ – بکار نبردن سجع و توازن و موازنه
۱۳ – وزن استعمال علمی پارسی در مقابل عربی مانند: «اندر یافتن» بجای «ادراک»
۱۴ – استعمال پاره نکات و ضوابط دستوری به شیوه خاص مانند «اندر» بجای «در»
«اوی» به جای «او»
۱۵ – استعمال با تأکید به طور معمول بر سر ماضی و مضارع و نیز جمع های عربی
بار دیگر به فارسی مانند «مراحل ها » و «منازل ها » و جمع بستن لغات عربی و
فارسی مانند : «عالمیان»
۱۶ – استعمال «همی + می» استمراری مانند : همی می گفت.
۱۷ – تکرار الفاظ و افعال و روابط در جمل پیاپی که از مختصات اولیه به زبان محاوره ای است .
۱۸ – رعایت تکلفات و صنایع
۱۹ – کنایات امثال و استعارات
۲۰ – ترکیبات تازه ای از فارسی و تازی
۲۱ – لغات تازه عربی یا مرکب از فارسی و تازی (ص ۱۹)

فصل پنجم:
مضامین اخلاقی
۵-۱- آئین عبادی
ستایش پروردگار
حضرت علی (ع) می فرماید تفکر در ذات خداوند ممنوع است : تفکروا فی آلاء الله ، ولا تفکروا فی اللهدر نعمت های خدا بیندیشید . اما دربارۀ ذات خدا فکر نکنید . و درجای دیگر می فرماید:
(تَفَکَّرُوا فِی الخَلْقِ وَلَا تَفَکَّرُوا فِی الخَالِقِ فانکُمْ لَا تَقْدِرُونَ قَدْرَهُ)خلق بیندیشید اما درباره خالق نیندیشید که به کنه ذات او نمی توان رسید.
.تَفَکَّرُوا فِی خَلْقِ اللَّهِ ، وَلَا تَفَکَّرُوا فِی اللَّهِ فَتَهْلِکُوا .در باره خلق تفکر کنید و درباره خدا فکر نکنید که هلاک می شوید. (نهج البلاغه، ۱۳۸۵، ص ۴۰)
امیر عنصر النعالی معتقد است که بندگان قادر نیستند ذات الهی را بشناسند و او را درک کنند در این رابطه می گوید:
(( آگاه باش ای پسر که هیچ چیزی نیست از بودنی و نابودنی و شاید بود که ان شناخت مردم نگشت چنانکه اوست، جز ذات آفریدگار حل جلاله که شناخت را بر وی راه نیست، پس در همه شناخته ی قبول شناس است و آفریدگار قابل آن و تو به گمان در خود نگره در آفریدگار منگر که را شناخت را بشناس در سازنگر و سازنده را بشناس و بصیرت عقل نگر تا درنگ ساخته راه سازنده از دست تو بر نیاید.
وبدان که حقیقت توحید انست که بدانی هرچه اند دل تو آید نه خدای بود. چه خدای تعالی آفریدگار ان چیز بود و بری از شرک و شبه پس اگر حقیقت توحید خواهی بدان که هر چه در تو محالست در ربوبیت صدق است. چون یکی ای که هر یکی را به حقیقت بداست از شرک بری گشت))(قابوس نامه،۱۳۸۵:ص ۵۸)
او علت عدم شناخت ذات الهی را ضعف انسان می داند: به هر نامی و به هر صفتی خدای عزوجل را بدان بخوانی بر موجب عجز و بیچارگی خود دان نه بر موجب الوهیت و ربوبیت که تو خدا را تعالی سزای او نتوانی ستودن پس چون به سزای او را نتوانی ستودن، شناختی چه توانی؟
سپس او را صحیح شناخت خدا را نیکونه بیان می کند:( در آلاء و نعماء الهی اندیشه کن و در آفریدگار اندیشه مکن) چنانچه پیغامبر گفت (تفکروا فی آلاء الله و نعمائه و لا تفکر وافی الله)
از اینکه مبادا فرزندش واسطه ها را در خلقت هستی دارای تأثیر و نقش بداند و می گوید: آفریدگار هستی را بر موجب عدل بیافرید بر موجب عدل، عدل و بیار است بر موجب حکت و چون کار بر موجب حکت بود بیواسطه هیچ پیدا نکرده و واسطه را سبب کون و فساد کرد که چون واسطه برخیزد شرف و منزلت تربیت برخیزد چون تو واسطه بینی و غرض نبینی، نگر تا به واسطه ننگری و پیش و کم از واسط نبینی از خداوند واسطه بینی اگر استاده داد ندهد، نادان بر ستاره مند، ستاره از دادو بی داد چندان آگاه است که زمین از دادن در نهایت از کلام خورد چنین نتیجه می گیرد: چون جهان به حکمت آراسته شد آراسته را از بردادن و زینت لابه بود.
پس در نگهداری جهان تا از نیت او و بر او بینی از نبات و حیوان و خورشها و پرورشها و پوشیدنی و انواع پوشیدنی و انواع خوبی که همه زشتی است از موجب حکمت پدید کرده چنانکه در محکم تنزل خود همی گوید ( ما خلقنا السموت و الارض و ما بینهم الا با لحق سوره دخان آیه ۳۹) (قانوسنامه)
خواجه نظام الملک می گوید:
((شناختن قدرت نعمت ایزدی، نگاهداشت رضای اوست، عزاسمه و رضای حق تعالی اندرا حسانی باشد که خلق کرده شود و عدلی که میان ایشان گسترده آید چون دعای خلق به نیکویی پیوسته گردد ان ملک پایدار بود و هر روز زیارت باشد واین ملک از دولت و روزگار خویش برخوردار بود و بدان جهان نیکو نام بود، و بدان جهان رستگاری یابد و حسابش آسانتر باشد که گفته اند بزرگان دین که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. ))( سیاستنامه ،سال ۱۳۸۲:ص ۹)
شکر گذاری
نویسندگان بر طبق اعتقادات خاص مذهبی داشتند اقتباس از آیات احادیث متذکر شده اند که:
حضرت محمد (ع)شکر از نعمتهای الهی چنین می فرماید :
وَالتَّحَدُّثُ بِنِعْمَهِ اللَّهِ ،تُشکَرو تَرکَه کُفرَومَن لَمْ یَشْکُرْ الْقَلِیلَ لَمْ یَشْکُرْ الْکَثِیرَ ، وَمَنْ لَمْ یَشْکُرْ النَّاسَ لَمْ یَشْکُرْ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَالْجَمَاعَهُ رَحْمَهٌ ، وَالْفُرْقَهُ عَذَابٌ
ذکر نعمتهای الهی شکر ؛و ترک ان کفر است و هر که شکر نعمت کم را بجا نیاورد شکر نعمت بزرگ را به جا نخواهد آورد. و هر که از مردم سپاسگزاری نمی کند وحدت مایه ی خیر و تفرقه موجب رنج و عذاب است. (نهج الفصاحه، ۱۳۵۲، ص ۱۰۶)
و نیز در جایی دیگر چنین می فرماید: سه ویژگی است که در هر که باشد خداوند او راغ در پناه خود نگه می دارد و رحمت خود را

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

بر او می گستراند و داخل بهشت می کند کسی که هنگام عطا شکر گذارد،هنگام قدرت عفو کند و هنگام خشم سستی پیشه نماید.
هر کس دو ویژگی داشته باشد خداوند او را شاکر و شکیبا می نماید و گرنه،او را شاکر و شکیبانمی نماید کسی که در باره دینش به بالاتر از خود نگاه کند و به او اقتدا نماید و درباره دنیایش به پایین تر از خود بنگرد و وخداوند را بخاطر ان برترین ستایش گوید خداوند او را شاکر و شکیبا می سازد . اما کسی که درباره دینش به پایین تر از خود بنگرد و درباره ی دنیایش به بالاتر از خود نگه کند و بخاطر انچه ندارد تاسف بخوردا خداوند او را شاکر و شکیبا نمی داند.
کار مومن عجیب است زیرا همه کارهایش خیر است و هیچ کس جز مومن چنین نیست . اگر به او سختی رسد شکر می کند و برای او نیک است و اگر مرضی به او برسد صبر می کند و برای او نیک است. (نهج الفصاحه، ۱۳۵۲، ص ۱۱۹)
حضرت محمد (ع) هشت ویژگی مومن را چنین بیان می کند:شایسته است که مومن هشت ویژگی داشته باشد در حوادث سخت با وقار،به هنگام بلا شکیبا به هنگام آسایش شکرگذار به روزی الهی قانع باشد . بر دشمنان ستم نکند مزاحم دوستان نباشد ،تنش در زحمت باشد و مردم از دست او در آسایش باشند.
نویسندگان همچنان که انسان را در شناخت خداوند ناتوان دانستند. او را نیز در سپاسگزاری از نعمات الهی ناتوان می دانند کیکاوس می گوید:
(( بدان ای پسر که سپاس خداوند نعمت واجب است بر همه کس بر اندازه فرمان نه بر اندازه استحقاق که اگر همگی خویش شکر سازد هنوز حق شکر یک جز و از هزار جزء نگزارده باشد جز که بر فرمان در جای دیگر وقتی از درخواست حاجت و اجابت سخن می راند میگوید: چون اجابت یابی به جای از ان شکر بگوی که خدای عزوجل می گوید: لئن شکرتم لازیدنکم که شاکران را خدای سبحانه و تعالی دوست دارد و نیز شکر کردن به حاجت نخستین امید اجابت دومین بود. پس از این مقدمات برترین رکن شگر گذاری را بندگی معرفی می کند. اگر خواهی که بنده تو ترا اطاعت دارد تو از اطاعت خداوند خویش مگریز، اگر بگریزی از بنده خویش اطاعت چشم دار.))
که نیکی تو بر کهتری تو نه بیش از انست که نیکی خداوند تو بر تو بنده بی اطاعت مباش که بنده بی طاعت خداوند خوی بود و بنده خداوند خوی زود هلاک شود. پس از ان شرط بندگی را رعایت فرامین الهی و اطاعت از دستورات او و عمل به ارکان دین میداند و می گوید اندازه اطاعت در دین اسلام پنج است دو از خاص منعان و سه از و بر حقیقت هر چه جز از حق است و نماز و صدق قول و اقرار بندگی است و روزه تصدیق قول و اقرار دادن به خدایی خداست.اکنون هر یک از این عبادات را باآن بینش خاص خود توضیح می دهد: بدان که نماز را خداوند شرعیت ما برابر کردبا همه دین زینهار را. ای بر دل نگذاری بیهودگی و نگویی که در نماز تفسیر رواست که اگر از روی دین یادنگیری از روی فرد یادگیر و زنهار ای پسر که اندر نماز سبکی و استهزاه نکنی. برنا تمامی رکوع رسجود دو مطایبه کردن در نماز که این عارت هلاک در دین و دنیا بود و بدان که فایده نماز چند چیز است اول انست که هر نماز فریضه بجایی آرد مادام تن و جامه او پاک بود و به همه حال پاکی به پلیدی و دیگر فایده نماز گزاران انست که از متکبری خالی باشی زیرا که اصل نماز بر تواضع نهاده اند. چون طبع را بر تواضع آرام است پس از نماز به شرح و تفسیر روزه می پردازذ و می گوید بدان که روزه اطاعتی است به سالی یکبار باشد نا مردمی بود تفسیر کردن و خردمندان چنین تفسیر از خود روا ندارید و اما آگاه باش که خداوند مستغنی است از سیه ی و گرستگر نو ولکن در روزه مهری است ز خداوند ملک خویش و این مهر نه بر تعصبی از مملکت است کی بر همه تن است.
در روزه چون دهان را مهر کردی دست و پای و چشم و گوش و زبان را به مهر کن دعورت را به مهر کن بعد از این مطلب به بیان فایده اجتماعی روزه می پردازد و بدان که بزرگترین رو روزه انست که چون نان روزه به شب افکنی ان نان را که نصیب روز خود داشتی به نیازمندان دهی تا فایده رنج تو پدید آید(قابوس نامه ، ۱۳۸۵:ص (۶۲
خواجه نظام الملک می فرماید:
((بر پادشاه واجب است در کاردین پژوهش کردن، و فرایض و سنت و فرمآنهای خدای، تعالی، به جای آورد و کار بستن و علمای دین را حرمت داشتن و زاهدن و پرهیزگاران را گرامی داشتن. واجب چنان کند که در هفته یک بار یاد و بار علمای دین را پیش خویش راه دهد و امرهای حق، تعالی، از ایشان بشنود و تفسیر قران و اخبار رسول(ص) استماع کند و دل از اشغال دنیا فارغ برگرداند و گوش و هوش بدیشان بسپارد و بفرماید تا فریقین مناظر کنند و هر چه او را معلوم نشود باز پرسد چون دانست به دل بگمارد که چون یک چندی چنین کرده شود خود عادت گردد و بس روزگاری برنیاید که بیشتر احکام شریعت و تفسیر قران و اخبار رسول علیه السلام او را معلوم گردد و حفظ شود. راه کار دینی و دنیا وی و تدبیر و صواب بر او گشاده شود و هیچ بر مذهب و متبرع او را از راه نتواند برد و قوی رأی گردد و در عدل و انصاف بیفزاید و هوا و برعت از مملکت او برخیزد و دست اهل صلاح قوی شود و مفسد نماند و در این جهان نیکان باشد و در ان جهان رستگاری و درجه بلند و ثواب بیشمار یابد مردمان در عهد او به علم آموختن رغبت بیشتر کنند.
و نیکترین چیزی که پادشاه را باید، دین درست است. زیرا که پادشاهی و دین همچون د برادرند. هر گه که در مملکت اضطرابی پدید آید در دین نیز خلل آید. بد دنیان و مفسلان پدید آیند و هر گه که کار دین باظل باشد مملکت شورید، بود و مفسدان قوت گیرند و پادشاه را بی شکوه و رنجه دل دارند و بر بحث آشکارا شود و خوارج
زور آرند. ))( سیاستنامه، سال ۱۳۸۲:ص ۸۷)
احترام به پدر و مادر
در مکتب اسلام در مجموع باید و نبایدها ، مجموعه ای از حقوق بیان شده ، که از آن جمله است: حقوق خدا بر انسان ، و حقوق والدین (پدر و مادر) بر انسان ، یکى از دقیقترین مسائلى که اسلام به آن پرداخته، تقابل این دو حق است. نحوه تعامل این دو حق، باعث بحثهاى فراوانى مى‏شود که البته این بحث در بررسى و تامل در مسئله حقوق پدر و مادر بر فرزند و وظیفه‏اى که فرزند نسبت به والدین دارد، اجتناب ناپذیر خواهد بود.
اربع حَقُّ علی الله تعالی ان لایدخلهم الحبه ولا یَذیقهُم نعیمها. مُدمِنُ خَمرٌ کل الربا أکِلُ مال الیتیم بغیر حَقّ والعاق لوالِدَیهِ. خداوند متعال چهار کس را وارد بهشت نمی کند تا از نعمتهای ان بچشند. شراب خوار، ربا خوار، کسی که به ناحق مال یتیم را می خورد و کسی که پدر و مادرش از او ناخشنودند. ص ۱۴۲ نهج الفصاحه
الکبائر الاشراک بالله و قَتلُ النفس و عقوق الوالدین و شهادهُ الزور
بدترین گناهان کبیره عبارتند از : شرک به خدا، قتل نفس، بد رفتاری با پدر و مادر و شهادت دروغ. ص ۱۵۳ نهج الفصاحه
شا من کُلُّ فیه نَشَرَ الله تعالی علیه کَنَفَه و ادخَلَه جَنَّتهُ رفق
خداوند متعال درباره مادرانتان سه بار، درباره پدرانتان دو بار و درباره خویشان هم به همین ترتیب شما را سفارش کرده. نهج الفصاحه ص ۱۰۹

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *