تبیین نقش مدیریت دانش آفرین سازمان پلیس بر عملکرد پلیس پیشگیری در شهر تهران- قسمت ۳

  • خلق و بازتولید دانش به صورت نظام­مند با هدف دستیابی به نوآوری (دراکر، ۱۹۹۳)

 

  • ظرفیت یک سازمان برای خلق دانش جدید، توزیع آن در سراسر سازمان، و بکارگیری آن در محصولات، خدمات و سیستمها (نوناکا و تاک ­اوچی، ۱۹۹۵)
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

  • ترکیب فعالیتهای خلق دانش به منظور تقویت نوآوری (لئونارد- بارتن، ۱۹۹۵)

 

  • هنر خلق ارزش از داراییهای نامشهود (سوبی، ۱۹۹۷)

 

  • طراحی و کنترل فرایندهای دانش به گونه­ ای که عایدی و لذت ناشی از تولید دانش، افزایش یابد (وگمان، ۱۹۹۷)

 

  • امنیت اثربخشی ِجریان دانش (برترامس، ۱۹۹۹).

 

مدیریت دانش را می توان رویکردی روشمند و یکپارچه جهت شناسایی، مدیریت و به اشتراک گذاری دارایی های نا مشهود (دانشی) سازمان دانست (بارون[۱۷]، ۲۰۰۰). در یک شرایط آرمانی مدیریت دانش را می توان توانایی کسب و نگهداری اطلاعات گزینشی و دسترسی به دانش ارزشمند مدیران و کارکنان در خصوص فعالیت های کاری و شیوه های تصمیم گیری در سطح رفتارهای فردی و گروهی، دانست (برگرون،۲۰۰۳: ۶). همچنین مدیریت دانش را می توان مجموعه ای از فرایندها دانست که در پی تغییر الگوهای دانش موجود در سازمان است تا از این طریق نه تنها دانش موجود را توسعه دهد بلکه موجب بهبود فرایندهایی گردد که دانش سازمانی بر آنها اثر می گذارد. باید توجه داشت که مدیریت دانش به طور مستقیم دانش را خلق نمی نماید بلکه در پی آن است تا فرایند های مربوط به تجزیه و تحلیل و به اشتراک گذاری دانش را کارآتر و اثربخش تر نموده و از این طریق در بهبود نتایج کسب کار همچون افزایش سودآوری، نرخ رشد و سهم بازار سازمان موثر باشد (فایراستون و مک ال روی[۱۸]، ۲۰۰۵).

 

 

  • راهبرد­های کاوشی(اکتشافی)

 

راهبرد­های کاوشی دربرگیرنده فرایند تغییر و تبدیل دانش خصوصی جدید از طریق دانش منحصر به فرد[۱۹] سازمان است. به علاوه این راهبرد موجب افزایش سرمایه فکری سازمان، به وسیله آفرینش دانش منحصربه فرد و خصوصی سازمان در داخل مرزهای سازمان، می­ شود(آی چیجو[۲۰]، ۲۰۰۲).

 

 

  • راهبرد­های کارآفرینی نهادی

 

راهبرد­های کارآفرینی نهادی دربرگیرنده فرایند ارتباط دهی و پیوند­دهی دانش خصوصی به دانش عمومی می­باشد. به علاوه در این فرایند، افراد منابع را برای تبدیل روش های متداول موجود به روش­های روزآمدتر و اثربخش­تر بکار می­گیرند (هاردی و لاورنس[۲۱]، ۲۰۰۴).

 

 

  • راهبرد­های ترکیبی

 

راهبرد­های ترکیبی عبارتند از فرایند­های تغییر و تبدیل دانش عمومی به مجموعه ­ای از دانش­های عمومی پیشرفته­تر و پیچیده­تر. به علاوه این راهبرد نمایانگر ترکیب و کاربرد دانش عمومی فعلی و بدست آمده نیز می­باشد (ناهاپیت و قوشال[۲۲]، ۱۹۹۸).

 

 

  • راهبرد­های بهره­برداری

 

راهبرد­های بهره ­برداری دربرگیرنده تغییر و تبدیل دانش عمومی به دانش خصوصی منحصر به فرد سازمان است. به علاوه این راهبرد به معنی افزایش سرمایه فکری سازمان با بهره گرفتن از دانش عمومی موجود است (آی چیجو، ۲۰۰۲).
فصل دوم
ادبیات و مبانی نظری پژوهش
معرفی فصل:
در این فصل ادبیات و مبانی نظری مورد نیاز در پژوهش حاضر ارائه می شود. بطور مشخص, مطالب موجود در این فصل در سه بخش اصلی سازماندهی شده است. بخش اول از این فصل به «پیشینه پژوهش و معرفی مطالعات و پژوهش های پیشینی که در ارتباط با موضوع تحت مطالعه در داخل و خارج از کشور انجام شده است» می پردازد. در بخش دوم تلاش می شوده تا تئوری ها و مفاهیم نظری مربوط به عبارت ها و موضوعات کلیدی پژوهش، شامل؛ «دانش سازمانی»، «مدیریت دانش – محور»، «خلق دانش»، و «سازمان های دانش آفرین» بیان شوند. همچنین، بخش سوم از این فصل به طراحی «مدل مفهومی پژوهش»، «معرفی متغیرهای پژوهش و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر»، «مدل تحلیلی پژوهش» می پردازد.
۲-۱- بخش اول: پیشینه پژوهش:
۲-۱-۱- مطالعات انجام شده در داخل کشور:

 

 

  • ملکی فر و ملکی فر (۱۳۸۶)، مدیریت دانش دفاعی:

 

این مطالعه با تبیین دانش دفاعی و به تبع آن، مدیریت دانش دفاعی، ضرورت پرداختن به مدیریت دانش در نیروهای مسلح را آشکار می سازد. همچنین، در این مطالعه ارکان مختلف اینوشاک ـ به عنوان مدل نوینی برای مدیریت دانش ـ و ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار می گیرد. این مطالعه «تدوین راهبرد مدیریت دانش دفاعی» و «طراحی و پی ریزی نهاد متولی آن» را به عنوان دو گام اساسی به سوی مدیریت دانش دفاعی در نیروهای مسلح ایران اسلامی معرفی می کند.

 

 

  • طرهانی، زندی، مسعودپور (۱۳۸۶)، نقش مدیریت دانش در راهبری سازمان های دفاعی:

 

در این مقاله ضمن بررسی فرایند و چرخه مدیریت دانش و مفاهیم مرتبط، نقش دانش در سازمان های یادگیرنده را مورد مطالعه قرار می دهد و همچنین به تبیین نقش کلیدی آن در توانمند سازی و راهبری سازمان های نظامی می پردازد.

 

 

  • حسنوی، جنیدی جعفری (۱۳۸۶)، اهمیت و کارکرد مدیریت دانش در حوزه دفاعی:

 

این مطالعه ضمن بیان کارکردهای مهم مدیریت دانش، زمینه های عملکردی بخش دفاع در این حوزه را نیز تبیین می سازد.

 

 

  • مرادی، جواهری کامل، و اسعدی زنوزق(۱۳۸۹)، عوامل موثر بر اثربخشی تحقیقات پلیس.

 

در این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر اثربخشی تحقیقات پلیس پرداخته است. در این مطالعه موفقیت تحقیقات پلیس به عنوان اندازه هایی که هر یک از فعالیت های اصلی در تحقیقات پلیس به طور موفقیت آمیزی هدایت و انجام می شود معرفی می گردد .همچنین اثربخشی تحقیقات پلیس، اثربخشی و موفقیت واحد تحقیقاتی پلیس در پنج فعالیت شناخت مسائل، یافتن دیدگاه های تحقیقاتی، انتخاب یک دیدگاه تحقیقاتی بهینه، اجرای دیدگاه تحقیقاتی بهینه و حل مسأله یا مشکل معرفی می شود. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که عوامل مؤثر بر اثربخشی تحقیقات پلیس عبارتند از : فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ، فرهنگ حرفه ای و نقش های رهبری.
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات

 

 

  • الوانی، عصار، و عابدینی (۱۳۹۰)، بررسی رابطه اعتماد با تسهیم دانش در معاونت آموزش ناجا و مراکز تابعه:

 

این مطالعه به بررسى رابطه اعتماد سازمانى با تسهیم دانش درمعاونت آموزش ناجا و مراکز تابعه آن پرداخته است.که براساس مدل مارتینز (۲۰۰۲) دربررسى عوامل اعتماد (توجه، انصاف، گشودگى، ثبات، مشارکت، تفویض اختیار) افراد به اهداف سازمانى مورد توجه قرار مى گیرد و به عنوان یک عامل اثر گذار برروى تسهیم دانش مهم خواهد بود. نتایج این مطالعه نشان می دهد که معاونت آموزش ناجا و مراکز تابعه با افزایش سطح اعتماد کارکنان، مشارکت آنها را در تصمیم گیرى ها و توزیع دانش خود جلب کرده و در جهت رسیدن به اهداف سازمانى خود نیز موفق بوده است با این وجود نیاز به تلاش بیشترى است. همچنین، سطح اعتماد در ابعاد هفتگانه آن در معاونت آموزش ناجا از وضعیت مطلوبى برخوردار است. بعلاوه، این معاونت در شرایط فعلى و به طور نسبى در بین ابعاد اعتماد، بهترین وضعیت را در مشارکت و ضعیف ترین آن را مورد توجه دارد. از همین رو، مدیریت در سازمان باید این احساس را در کارکنان ایجاد نماید که به نیاز هاى آن ها توجه مى شود و آن ها ازحمایت اجتماعى مدیریت برخودارهستند.

 

 

  • محمدى مقدم، الوانى، و حبیبى بدر آبادى (۱۳۹۱)، الگوى جامع دانش آفرینى در سازمان هاى پلیسى:

 

این مطالعه، طراحى الگوى تولید دانش نو پلیسى در سازمان نیروى انتظامى جمهورى اسلامى ایران را ارائه مى دهد. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان این مهم است که بین فناورى توانا سازها، فرایندهاى مدیریت دانش و تسهیل کننده هاى مدیریت دانش با تولید دانش نو رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد. نوآورى پژوهش حاضر در بررسى شیوه تأثیر گذارى تواناسازها وتسهیل کننده هاى مدیریت دانش بر فرایندهاى مدیریت دانش و تولید دانش نو پلیسى مى باشد.

 

 

  • قربانى زاده ، محمدى مقدم (۱۳۹۱)،الگوى مدیریّت دانش در سازمان ناجا:

 

این مطالعه با هدف ارائه الگوى مدیریّت دانش در سازمان ناجا به دنبال این است؛ تا فرایند هاى مدیریّت دانش انتظامى را با توجه به ماهیت مشاغل در سازمان ناجا بشناساند و با به کار گیرى سبک مناسب مدیریّت آن و اهمیت دادن به آنها شکاف موجود بین دانش موجود سازمانى و دانش مطلوب سازمان را از بین ببرد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان مى دهد؛ بین فناورى سازمانى، فرایند هاى تولید دانش و سبک مدیریّت دانش رابطه مستقیم و معنادارى وجود دارد و مدل ارائه شده از برازش مناسبى برخوردار مى باشد.
۲-۱-۲- مطالعات انجام شده در خارج کشور:

 

 

  • سبا، رولی، و دلبریج (۲۰۱۲)،   اشتراک دانش در پلیس دبی:

 

این مطالعه با هدف کمک به فهم مدیریت و اشتراک دانش در بخش عمومی در منطقه خاورمیانه و از طریق یک نمونه پژوهی بر پایه بررسی ابتکارات، چالش ها و موانع پیش روی دانش صورت گرفته است. نیروی پلیس دبی دارای تعهدی راهبردی به توسعه مدیریت دانش به منظور افزایش کارایی خویش است. این نیرو در سال ۲۰۰۳ برنامه سرمایه گذاری بر روی مهارت ها را آغاز و در سال ۲۰۰۵ اداره مدیریت دانش و در سال ۲۰۰۹ اداره آموزش را تاسیس نمود. اما شواهد به دست آمده از مصاحبه ها نشان می دهد که سازمان هنوز نتوانسته است فرهنگ دانشی را درون سازمان جا بیندازد. چهار مانع کلیدی بالقوه پیش روی اشتراک دانش شناسایی شد: ساختار سازمانی، رهبری، اختصاص دادن زمان و اعتماد. این مقاله اهمیت رهبری، اختصاص دادن زمان و اعتماد را در مسیر ترویج فرهنگ دانشی و تشویق در به اشتراک گذاشتن دانش آشکار می سازد.
لین[۲۳] (۲۰۰۷)،
این تحقیق نشان م ىدهد وجود وفاق بین کارکنان تعهد سازمانى، تصمی مگیرى مشارکتى و هم وابسته بودن وظایف بر سیستم دانش اثر مثبتى دارد. در فرضی ههاى خوبى نیز منجر م ىگردد که تصمی مگیرى مشارکتى و هم وابسته بودن وظایف در بین افرادى که از تفکر سیستم برخوردارند بیشتر موجب تسهیم دانش م ىشود.
اچ سو ()[۲۴]
این تحقیق نشان م ىدهد که استراتژى نوآورى در سازمان و ویژگ ىهاى دانش مدیریت ارشد بر فعالی تهاى تسهیم دانش در سازمان اثر مثبت دارد. همچنین نشان م ىدهد فعالی تهاى تسهیم دانش در سازمان موجب توسعه و رشد سرمایه انسانى م ىگردد. توسعه سرمایه انسانى نیز عملکرد سازمانى را بهبود م ىبخشد.
ماترلز و دیگران، ۲۰۰۷
یافته ى این پژوهش بیان گر این است که ویژگ ىهاى پایدار شخصیتى مانند سازگارى، وظیفه شناسى، گشودگى نسبت به اید ههاى جدید نوآورى و خلاقیت بر تسهیم دانش تاثیر مثبت دارد.
معروف ۲۰۰۷
محقق در این تحقیق دانش را به دانش عمومى و خصوصى کدگذارى شده و کدگذارى نشد تقسیم مى کرد به این نتیجه مى رسد که روابط تجارى نزدیک منجر به
سیستم دانش عمومى کدگذارى شده و فراوانى روابط تجارى منجر به تسهیم دانش کدگذارى نشده مى گردد.
۲-۲- بخش دوم: ادبیات نظری و تئوری های توسعه یافته در حوزه مطالعاتی «مدیریت دانش»
۲-۲-۱- دانش:
بر اساس دیدگاه میشل پولانی (۱۹۶۶، دانش می تواند به عنوان “باور توجیه شده ای که توانایی موجود برای اقدام مؤثر را افزایش می دهد”، دیده شود (هوبر، ۱۹۹۱). از دیدگاه سازمانی، ایکوجیرو ناکونا، پژوهشگر مدیریت ژاپنی (۱۹۹۴) می گوید”دانش سازمانی در تعاملات میان فناوری ها، تکنیک ها و افراد در سازمان شکل می گیرد” (یحیی و گول، ۲۰۰۲). ماهیت دانش، موضوعی همیشگی در مدیریت دانش است. همانگونه که آلی [۲۵] (۲۰۰۲) می گوید؛ “چگونگی تعریف دانش، چگونگی اداره کردن آن را می تواند تعیین کند”. این امر حکایت از عدم یکپارچگی در این زمینه و تعداد زیاد تعریف دانـش مغایر یکدیگر می کند (فایـرستون و مک الروی، ۱۳۸۷: ۱۳). تعاریف کاربردی بر کارکردهای دانش به عنوان مثال در حل مسأله و تصمیم گیری تمرکز می کند. دانش اطلاعات سازمان یافته و کاربردپذیر به منظور حل مسأله است (وولف ،۱۹۹۰) ؛ دانش را به لحاظ مشخصه های ساختاری، ویژگیهای ابتدایی، هدف و کاربرد و سطوح مفهومی به انواع مختلفی طبقه بندی نموده اند(بکمان،۱۹۹۹) .
۲-۲-۱- ۱- دانش صریح در مقابل دانش ضمنی[۲۶]

 

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *