تبیین مقایسه ای آغـازآفرینش جهـان درکیهان شناسی جدید با تأکید برآراء ملاصدرا- …

کل اشیاء نجومی ، وقایع ، روابط و انرژی هایی که به طور محسوس قابل توصیفند .[۱۱]
۱-۳-۳٫ عالم در اصطلاح ملاصدرا
عالم به فتح یعنی ماسوی الله ، عالم مشتق از علامت است ؛ جهان وجود را از این جهت عالم گویند که علامت و نشانه وجود خداست . مراد از عالم اجسام ، عالم حوادث ، کون و فساد و جهان آفرینش است . [۱۲] منظور از عالمی که در فلسفه ملاصدرا حادث زمانی است ، عالم طبیعت است . که در جای خودش[۱۳] توضیح داده خواهد شد .
۱-۴ . مهبانگ یا انفجار بزرگ
کلمه انفجار به معنای عمل یا فرایند منفجر شدن و ترکیدن ، همراه با ایجاد گرما یا فشار زیاد ؛ همچنین افزایش ناگهانی حجم و آزاد شدن نیرو میباشد . انفجار بزرگ یا مهبانگ در فرهنگ لغت ، نظریه ای است که بیان میکند میلیاردها سال پیش گیتی بر اثر انفجار عظیمی در یک نقطه و آزاد شدن انرژی پدید آمده است؛ انفجار بزرگ یک نظریه علمی است و لحظه آغازین هستی را گویند که کل هستی ( شامل زمان و هر سه بعد مکان ) از آن هنگام بر طبق این نظریه ، شروع شده است ، بر طبق این نظریه ، جهان فعلی ما از ذره بسیار کوچکتر از کوچکترین ذرات بنیادی بوجود آمد . البته علم فیزیک در آن لحظه وجود نداشت ؛ به این حالت تکینگی گویند ؛ در واقع بر طبق این نظریه ، جهان از این آغاز شد و از این ذره همه ذرات بنیادی به وجود آمدند و شروع به دور شدن از مرکز آن کردند، که میلیاردها کهکشان و از جمله همین کهکشان راه شیری خودمان بوجود آمدند؛ این انفجار، باعث انبساط جهان میشود ؛ البته نیروی دیگری که در این انبساط و کند شدن سرعت آن تأثیر دارد ، نیروی جاذبه و خمیدگی فضا – زمان نسبیتی است که در این صورت سه حالت متصور است :

  1. انبساط دائم
  2. رسیدن به یک حالت ثابت و پایدار
  3. انقباض بعد از انبساط . [۱۴]

۱-۵ . معنای حدوث وقدم
واژه حدوث و قدم را از دو جنبه لغوی و اصطلاحی معنا کرده و سپس از دیدگاه ملاصدرا نیز بررسی میکنیم .
۱-۵-۱٫ حدوث در لغت
حدوث به معنای محصول تازه ، پدیده نو ، نو شدن[۱۵] ، نوپدید آمدن ، رخ دادن چیز تازه[۱۶] و عمل یا فرایند پدید آمدن یا وقوع چیزی است [۱۷]. حدوث ، صفت مخلوقات است و در مقابل قدم و قدمت است ، این کلمه دو معنا دارد : مسبوق بودن شیء به عدم و دوم احتیاج شیء در وجود به غیر[۱۸] . در التحقیق ، معنای حدوث این گونه آمده : بودن شیئی که نبوده است ، خواه عرض باشد ، خواه جوهر؛ احداثِ امر حادث ، یعنی ایجاد آن .[۱۹]
۱-۵-۲٫قدم در لغت
قدم [ قِ دَ ] به معنای دیرینگی ، پیشی در کار[۲۰]، سابقه در امری و ضد حدوث است. [۲۱] قدم عالم عقیده کسانی است که معتقدند به ازلی بودن جهان بدون علت وجود . [۲۲]
۱-۵-۳٫ معنای حدوث و قدم در اصطلاح
تازگی و کهنگی ،خواه نسبت به چیز معین باشد (حدوث وقدم اضافی )، یا به طور مطلق باشد (حدوث و قدم حقیقی ) ، در اصطلاح فلسفه اسلامی منظور، حدوث و قدم حقیقی است و آن از صفات و عوارض وجودند؛ آنچه منسوب به حدوث است ، حادث و آنچه منسوب به قدم، قدیم است. در نزد حکما حادث چیزی است که پیش از زمان پیدایش خویش وجود نداشته است و قدیم آن چیزی که آغاز و پیدایش برای آن فرض نمیشود ؛ حادث و قدیم ممکن است ذاتی باشد یا زمانی ، قدیم ذاتی اول ندارد ، اما میشود برای آن علت فرض کرد ؛ حادث زمانی آن که اول دارد و ناچار علت هم میخواهد .
۱-۵-۴ . معنای حدوث و قدم در نزد ملاصدرا
مسألهی حدوث و قدم از جمله مسائل دشوار و مورد اختلاف فلاسفه است که از دیرباز مورد اختلاف ارباب ملل و مذاهب بوده است ، ملاصدرا در ترسیم قدم و حدوث دو معنا لحاظ میکند ، یکی بالقیاس و دیگری بدون قیاس ؛ قسم اول مانند مقایسه گذشت و حدوث زمان مثلا وجود زید با گذشت زمان وجود عمر ؛ در قدم ، موضوع برعکس است ؛ آنچه گذشته او از زمان وجود چیز دیگری زیادتر باشد، از گذشت زمان وجود شیء دیگر که این حدوث و قدم عرفی است . حدوث به معنای دوم به دو گونه است:

  1. حدوث و قدم زمانی : حاصل شدن چیزی بعد از اینکه نبوده است به نحو بعدیت غیر مجامع با قبلیت و بنابر این تفسیر، برای خود” زمان” ، حدوث ، تصور نمیشود؛ قدم زمانی ، بودن شیء به نحوی است که زمان وجودش اول نداشته باشد و” زمان” بدین معنا خود قدیم است ؛ مفارقات عقلیه نیز این گونه اند .
  2. حدوث و قدم ذاتی : اگر این حدوث و قدم ذاتی صفت وجود باشند ؛ به این معناست که وجود به هویت و ذات خود مقوم به غیر است و بالجمله حدوث ذاتی وجود لذاته شیء است که مستند به ذات خود نباشد بلکه مستند به غیر باشد ، در همه زمانها استمرار داشته باشد و یا بالاتر از افق زمان باشد، مانند مجردات .[۲۳]

۱-۵-۵٫ حدوث عالم
حدوث عالم ، ترکیب اضافی است ، مسبوق به عدم بودن جهان است ، این مسئله از غامض ترین مسائل فلسفی است . منظور از حدوث زمانی عالم، یعنی آنچه مسبوق به عدم است و مقابل حدوث ذاتی که مسبوق شیء بودن به غیر است ، میباشد . [۲۴]
۱-۶ . مبادی نظریه حدوث در عالم
ملا صدرا قبل از اثبات دلالت حرکت جوهری بر حدوث عالم، مبادی را ذکر می کند، تا از طریق این مبادی ثابت کند که در عالم طبیعی و جسمانی ، حرکت جوهری جریان دارد و بعد از آن حدوث زمانی عالم را نتیجه بگیرد. اما شرح مبادی نظریه:
۱ – تحلیلی بودن حرکت : منظور از تحلیلی بودن حرکت آن است که حرکت از قبیل اعراض مقولی نیس

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ت که عروض آنها بر جواهر ، خارجی و انضمامی می باشد؛ بلکه عروض حرکت بر موضوعات متحرک ، تحلیلی است و عبارت است از متحرکیت موضوع و نحوه خاص وجود آن. حرکت، چیزی جز تجدد نیست؛ همان گونه که عروض وجود بر ماهیت به گونه ای تحلیلی است، عروض حرکت بر متحرک نیز تحلیلی است، اگرچه از جهت وقوع حرکت با متحرک یکی است. این مبدأ در تبیین نظریه حدوث بسیار نافع است.
۲ – حرکت دارای دو فاعل است: الف ) فاعل الهی که اصل وجود حرکت را به تبع وجود و موضوعش در صورتی که موضوع داشته باشد، ایجاد میکند ؛ ب) فاعل طبیعی که مبدأ مباشر و همراه تجدد سیلان است.
۳ – علت ثابت، ثابت است و علت متغیر ، متغیر. و متغیر از این جهت، فاعل مباشر حرکت یک امر ثابت مطلق نمی تواند باشد از این رو حکما، طبیعت را مبدأ حرکت می دانند و برای فرار از مبدئیت ثابت مطلق، نوعی دگرگونی در طبیعت را اعتبار کردند.
۴ – متی، أین، وضع و سایر خصوصیات موجب تشخص شیء نیستند؛ زیرا تشخص شیء به انحاء موجودات است ؛ بلکه از نشانه های تشخص اند، پس تغیر و دگرگونی در اَمارات تشخص از تغیر نحوهی وجودی حکایت دارد و نحوهی وجودی هر چیز ذات فعلی و صورت عینی آن چیز است.
۵ – تشکیک و اشتداد دو قانون، از قوانین سنخ وجودند، طبق قانون تشکیک، طبیعت دارای وجودی مرتبه دار و تشکیکی است و جهت اختلاف در آن عین جهت اشتراک است ؛ ملاصدرا طبق مبادی مذکور حرکت جوهری را در طبیعت عالم جسمانی نتیجه گرفت. [۲۵]
۱-۷ . زندگی نامه
۱-۷-۱٫ اینشتین
آلبرت اینشتین )[۲۶] ۱۹۵۵- ۱۸۷۹٫م) دانشمند بزرگ فیزیک نظری، در آلمان متولد شد. و در مونیخ و آراووزوریخ تحصیل کرد؛ در سال ۱۹۰۵٫م به تابعیت سوئیس درآمد ؛ در همین سال سه مقاله منتشر کرد که هریک پایه شعبه جدیدی در فیزیک گردید ؛ مقالات وی درباره نظریهی کوانتوم در توجیه پدیده نور ، رابطه نور و انرژی که اساس محاسبه انرژی اتمی است و نظریه نسبیت خاص که اسم اینشتین به آن پیوسته است ، میباشد .
اینشتین از پدران عصر اتم است . نظریات وی ، دربسط تحقیقات علمی تأثیر فراوان داشته است ؛ تحقیقات وی در زمینه اتم منجر به ساختن اولین بمب اتمی گردید.
اینشتین زندگی آرامی داشت ؛ موسیقی کلاسیک را دوست داشت و خودش ویلون می نواخت ؛ نسبت به مظلومین سیاسی و اقتصادی شفقت فراوان داشت ؛ طرفدار نهضت صهیون بود ؛ پس از مرگ وایزمن به وی پیشنهاد ریاست جمهوری شد اما وی نپذیرفت.
معادله معروف اینشتین معادله ای مبتنی بر رابطه جرم و انرژی است که معادل آن بدین مضمون است : انرژی معادل حاصلضرب جرم) ( در سرعت نور یعنی :
) ۱-۱)
آزمایشهای فیزیک هسته ای صحت این قانون را تأیید کرد و نشان دادکه ممکن است جرم ماده از بین برود و انرژی معادل آن جرم آزاد شود.[۲۷]