فایل دانشگاهی – تبیین مقایسه ای آغـازآفرینش جهـان درکیهان شناسی جدید با تأکید برآراء ملاصدرا- قسمت …

توزیع ماده در جهان طبق نسبیت عام بوجود آورنده فضازمان است ؛ میدان های گرانشی که در سراسر جهان پخش شده‌اند ، بر انحنای فضا تأثیر مستقیم دارند ؛ اما به طور واضح تمام اینها یک نیروی گرانشی بر یکدیگر وارد می‌کنند ؛ بنابراین کشش گرانشی متقابل کلیه کهکشان ها ، سعی درکُند کردن انبساط کلی جهان دارد، یعنی شتاب منفی می‌شود. گسترش و انبساط قانون هابل در فواصل بزرگ دارای سه احتمال است؛‌ اگر مقدار ماده در جهان کافی باشد تا موجب شتاب قابل توجهی گردد، در نتیجه مقدار ماده برای انحنای مثبت کافی است، از طریق مشاهده شتاب منفی در جهان ، می‌توان شکل جهان را حدس زد که این مطلب در تعیین سرنوشت جهان تأثیر مهمی دارد[۱۳۴]. نکته قابل توجه دیگر اینجاست که با استفاده از خمیدگی فضا می‌توان چگالی را تخمین زد و در نتیجه رفتار بعدی عالم را پیش‌بینی کرد.
اگر خمیدگی فضا مثبت ، منفی و یا صفر باشد رفتار عالم در آینده متفاوت خواهد بود. اگر خمیدگی  باشد ؛ چگالی عالم کم است و به راحتی تا ابد منبسط می‌شود.
مطابق نمودار ذیل:
نمودار (۲-۴)
اگر  باشد ، عالم دارای چگالی بالاست. عالم تا مقداری منبسط می‌شود و دوباره در آینده به یک تکنیگی می‌رسد، شبیه تکنیگی اول.
نمودار(۲-۵)
واگر  باشد عالم دارای چگالی است اما تا ابد منبسط می شود .شبیه جایی که کیهان دارای چگالی اندک است .
نمودار (۲-۶)
بنابراین یافتن  بسیار مهم است چرا که از یک طرف آینده عالم را مشخص می کند واز طرفی نهایت و عدم نهایت عالم را تعیین می کند . مقدار  با استفاده ازمشاهدات نجومی به دست می‌آید[۱۳۵].
همان طور که گذشت می‌توان با استفاده از خمیدگی فضازمان ، میزان کم یا زیاد بودن چگالی عالم را تخمین زد ؛ پس باید به این مطلب بپردازیم که چگالی در تعیین سرنوشت عالم چه جایگاهی دارد.
۲-۹-۲ . نقش چگالی در تحول و تعیین سرنوشت عالم
اگر کیهان از نقطه انفجار بزرگ با چگالی بالا و کافی پدیدار شده باشد ؛ بنابراین در بر دارنده ماده کافی برای متوقف کردن انبساط می‌باشد و لذا سرعت دور شدن کهکشان ها سرانجام متوقف خواهد شد. اخترشناسان گفته‌اند که تابش‌های دریافتی از کهکشان های نزدیک به مدت طولانی ، قرمزگـرا نیستند؛ اما با این وجود نورکهکشان های دور دست هنوز قرمزگرا خواهد بود؛ چرا که ما آن ها را همان طور که در گذشته بوده‌اند ،خواهیم دید. وقتی که جهان ، در حال انبساط است؛ حرکت جهان و انبساط ممکن است متوقف شود، اما کشش جاذبه متوقف نخواهد شد؛ جهان شروع به انقباض می‌کند و کهکشان های نزدیک آبی‌گرا می‌شوند و چگالی و درجه حرارت جهان شروع به بالا رفتن می‌کند و ماده به درون خودش بر می‌گردد.
نمودار (۲-۷)
دنیا در یک نقطه فروپاشی می کند و تنها نیازمند همان مقدار زمان برای پس رفت است. ابتدا کهکشانها و سپس ستاره‌ها با فرکانس فزاینده و بسیار شدید به هم می‌خورند؛ بدین ترتیب ، که فضای قابل دسترس تقلیل می‌یابد و کل جهان به سمت تراکم زیاد و حرارت بسیار داغ شبیه نوعی که در ابتدا از آن سرچشمه گرفته است، می‌رود؛ وکیهان سرانجام بعد از میلیون‌ها سال یک مرگ گرما[۱۳۶] را تجربه می‌کند که در آن همه ماده و حیات خاکستر می‌شوند، اخترشناسان سقوط پایانی این جهان فوق‌العاده متراکم و چگال را خردشدگی عظیم [۱۳۷]می‌نامند. اگر جهان هرگز به نقطه سقوط نرسد، کیهان‌شناسان نمی‌دانند که چه اتفاقی برای جهان خواهد افتاد. یک سرنوشت کاملاً متفاوت در انتظار جهانی با تراکم و چگالی پایین است. و کهکشان ها به طور همیشگی در حال دور شدن خواهند بود و تابش آن ها با افزایش مسافت تقلیل می‌یابد.
نمودار( ۲-۸)
در این هنگام یک ناظر روی زمین هیچ کهکشانی را در آسمان ماورای گروه محلی نخواهد دید ؛ حتی با تلسکوپ‌های خیلی قدرتمند مابقی جهان قابل مشاهده، تاریک به نظر می‌رسد، کهکشان های دور دست آنقدر کم نورند که دیده نمی‌شوند؛ سرانجام راه شیری و همچنین گروه محلی به پایان خواهند رسید ؛ چرا که منبع سوختشان مصرف شده است ؛ چنین جهانی سرانجام یک مرگ سرما[۱۳۸] را تجربه می‌کند ؛ یعنی همه تابش، ماده و حیات طبق تصور یخ می‌زنند.سؤالی که ممکن است ، مطرح شود آن است که مدت زمان مرگ سرما چه مقدار خواهد بود؟
اخترشناسان تخمین می‌زنند که احتمالاً کهکشان ها شامل مقدار زیادی گاز هستند، تا شکل‌گیری ستاره‌ها را برای میلیاردها سال حفظ کند ؛ بنابراین اکثریت ستارگان (کوتوله‌های قرمز با جرم کم) برای میلیارد ها سال یا بیشتر می‌درخشند ؛ پس می‌توان انتظار داشت که کهکشان‌ ما و همسایه‌اش آندورمدا (  ) (هرچند ضعیف) برای تریلیون سال یا بیشتر بدرخشند .
البته این استدلال به این سادگی کاملاً درست نیست و مشخص شده است که جاذبه تنها نیروی مؤثر بر روی دینامیک عالم در مقیاس‌های بزرگ نیست.[۱۳۹]
به هر حال برای تعیین آینده عالم ، چگالی و نسبت آن با چگالی بحرانی اهمیت ویژه‌ای دارد ؛ وضعیت آینده عالم به میزان چگالی، مقدار ماده و میزان نیروی گرانشی بستگی دارد. اگر نیروی گرانشی موجود در عالم به اندازه کافی زیاد باشد، سرانجام انبساط متوقف خواهد شد و انقباض آغاز می‌شود و از آن جا که نیروی گرانشی متناسب با مقدار ماده افزایش می‌یابد، پس سرنوشت عالم به مقدار ماده موجود در عالم بستگی دارد.
اگر چگالی ماده بیشتر از مقدار بحرانی باشد، این جاذبه گرانشی در نهایت بر انبساط فعلی عالم غلبه خواهد کرد و

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

انقبـاض شروع می‌شود. اگر سرعت انبساط را بدانیم می‌توانیم مقدار چگالی بحرانی مورد نیاز برای توقف عالم را تخمین بزنیم. به نظر دانشمندان چگالی عالم که در نهایت منقبض می‌شود چگالی حدود  یا بیشتر است ؛ این چگالی بحرانی است. سپس باید مقدار چگالی جرمی عالم را در حالت فعلی بدانیم تا بتوانیم بین این چگالی و چگالی بحرانی عالم مقایسه کنیم. آینده عالم به این مطلب بستگی دارد.
اگر تابش الکترومغناطیسی ماده به شکل نورهای مرئی، پرتوهای و یا حتی امواج رادیویی باشد، می‌توان تخمین نسبتاً خوبی از مقدار ماده موجود در کهکشان ها وخوشه ها و… ارائه داد. با رصد کل طیف الکترومغناطیسی ، میتوانیم میزان ماده مرئی در عالم را تعیین کنیم . سهم ماده مرئی در چگالی عالم کمتر از یک دهم چگالی بحرانی مورد نیاز برای توقف انبساط عالم است ؛ بنابراین به نظر میرسد عالم تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد. اما مطلب به این سادگی‌ها نیست ؛ چرا که همه ماده عالم قابل رؤیت نیست، بیش از ۹۰% ماده عالم جرم بدون نور یا ماده تاریک[۱۴۰] است ؛ این ماده تاریک هیچ نوع تابش الکترومغناطیسی را گسیل نمی‌کند؛ لذا برای آینده عالم بهتر است میزان ماده تاریک را بدانیم[۱۴۱].
علاوه بر مسئلهی ماده تاریک ، کیهان شناسان در اواخر دهه نود ، با مسئلهی انرژی تاریک روبرو شدند که فشار متناظر با انرژی منفی است ؛ یعنی از نوع انرژی پاد گرانشی است که بر خلاف گرانش ماده و ماده تاریک که جاذب است و انبساط را کند می‌کند ، عمل کرده ، باعث شتابدهی و تسریع در انبساط میشود . پدیده انرژی تاریک یکی از پیچیده‌ترین معماهای کیهان‌شناسی جدید است که تاکنون با آن روبرو بوده‌ایم[۱۴۲]. بنابراین تعیین چگونگی تحول و سرنوشت عالم تا زمانی که میزان چگالی عالم فعلی تعیین نشود ، به طور معین و دقیق غیر قابل پیش بینی است.
مطالب ارائه شده در این فصل اجمالی از نظریات کیهان شناسی در باب آفرینش و ایجاد جهان بود ، در فصل بعدی این مسئله ( آغاز آفرینش ) را از دیدگاه فیلسوفان و به وی‍ژه ملاصدرا نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد .
نتیجه : ازآنچه تاکنون از تلاش دانشمندان علم فیزیک بدست آمده است میتوان مدل انفجار بزرگ را برای گذشته عالم پذیرفت هر چند این نظریه هم مانند سایر نظرات علمی خالی از اشکال نیست؛ اما به هرحال به عنوان مدل استاندارد در کیهان شناسی پذیرفته شده است در مورد آینده عالم نیز فرضیاتی موجود است. اما بهتر است بگوییم خبر از آینده عالم در آینده معلوم خواهد شد که چه سرنوشتی در انتظارش بوده است ؛ بنابراین با توجه به ابهامات موجود ، فیزیک علیرغم موفقیت های چشم گیر و اطلاعات مفیدی که بخصوص در قرن بیستم میلادی با پیشرفت فناوری جدید با حوزه های دیگر فیزیک که به نحوی در نجوم و کیهان شناسی دخیلند ، هنوز نظر قطعی و کاملی راجع به آغاز ، چگونگی تحول و سرنوشت عالم ندارد .
فصـل سوم:
آغــــازآفرینش جهان از منظر ملاصدرا
هدف از تدوین و نگارش این فصل بررسی مسئله آغاز در فلسفه ملاصدراست که البته این مسئله را از منظر فیلسوفان و متکلمان اسلامی نیز اجمالا بررسی کرده ایم.
در این فصل درجستجوی این هستیم که دریابیم ملاصدرا چگونه به جهان نگریسته است و اینکه آیا اساسا برای جهان نقطه آغاز قائل است ، سرآغاز موجودات در فلسفه ملاصدرا کجاست ؟
۳- آغاز آفرینش جهان از منظر ملاصدرا
از اساسی ترین سؤالاتی که خاستگاه آن فطرت جستجو گر انسان است ، سؤال دربارهی آغاز وانجام جهان است ، از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود و به کجا میروم …….؟ مسئلهی آغاز جهان پیشینه ای افسانه ای دارد و البته در فلسفه نیز مورد اظهار نظر از دیدگاههای متفاوتی بوده است ، تا آنجا که فیلسوفان ازدیرباز تاکنون به مسئلهی مبدأ آغاز اهتمام داشته اند ، اگر بخواهیم مبدأ و آغاز را در فلسفه مورد بررسی قرار دهیم مستقیم ترین بحثی که باید از آن آغاز کرد بحث حادث بودن یا قدیم بودن جهان است که با جرأت میتوان گفت از مسائل غامض فلسفی است .
مسئلهی حدوث و قدم از دیر آشناترین بحثهای فکری در طول تاریخ است ؛ این مسئله گذشته از این که یکی از راههای اثبات وجود خداست و توجهی متکلمان را به خود جلب کرده است، از لحاظ فلسفی نیز مورد بحث و گفتگو بوده است و در این رابطه نظریاتی را بیان کرده اند . در این فصل به بررسی مسئلهی آغاز در فلسفهی ملاصدرا پرداخته ایم که ماهیت این موضوع در نزد صدرا با بقیهی متفکران فلسفی و کلامی ، تفاوتهای در خور توجهی دارد؛ بنابراین از باب حسن مطلع ترجیحا به بیان آراء متقدمین از جمله آراء فلاسفه یونان که میتوان گفت فلسفهی یونان از زمینه های اولیهی فلسفهی اسلامی است پرداخته ایم و بعد از آن به طور اجمال آراء فیلسوفان و متکلمان اسلامی را بیان کرده تا بتوانیم اختلاف کلام صدرا با متقدمین را بهتر دریابیم .
۳- ۱ . بررسی مسئلهی آغاز قبل از ملاصدرا
همانطور که بیان شد ، از آنجا که مسئلهی آغاز از مسائل مورد اهمیت در نزد همگان بوده است لذا ابتدا سعی کرده ایم از باب حق تقدم ، نظر صاحب نظران قبل از ملاصدرا را نیز بررسی کنیم که از جملهی آنان فیسوفان یونانی است .
۳-۱- ۱ . بررسی مسئلهی آفرینش در فلسفه یونان
فلسفهی یونانی پیشینه ای اسطوره ای دارد ، این اسطوره ها بر آفرینش و بسط جهان از مبدأ تأکید دارند و آن را در قالب افسانه های تخیلی بیان می کنند ، البته اینکه ریشهی این اف
سانه ها چیست از بحث ما خارج است.[۱۴۳]
در اساطیر یونان، آفرینش به معنای خلق و ایجاد از عدم نیست و بیشتر تفسیر تخیلی از مادهی اولیه و هستهی گسترش آن مطرح است؛ بین ماده و غیر ماده جدایی نیست، هرچیزی می تواند از چیزی زاییده شود، ابتدا تاریکی و بی نظمی حاکم بوده و از درون این ظلمت و بی نظمی به تدریج جهان و نظام فعلی به وجود آمده است؛ مبدأ متعالی واحدی وجود ندارد بلکه خدایان هستند که جاودانه اند و بر اوضاع واحوال زندگی بشر مؤثرند.[۱۴۴]
آفرینش در دورهی فلسفی یونان مربوط به دو دورهی ما قبل سقراط و ما بعد سقراط است که به اجمال بررسی می شود
۳-۱-۱-۱٫ آفرینش در دورهی ما قبل سقراط
( مربوط به ۶ قرن قبل از میلاد است که نهضت فکری در میلتوس یونان پدید آمد)
اولین فیلسوف مشهور ایونی که برخی او را مرز بین اسطوره و فلسفه نامیده اند و اکثر مورخان او را اولین فیلسوف و دانشمند یونان دانسته اند[۱۴۵]، طالس ملطی است ؛ البته از طالس آثار مکتوبی نداریم ولی در آثار ارسطو مطالبی از او و سایر فیلسوفان ایونی نقل شده است.
طالس مبـدأ و اصـل اولی را آب می دانست ،آب ماده الاولی و پدید آورنده سایراشیاست ؛بعد از طـالس مهمتـرین حکمای یونانـــــی ، آنا کسیمندر، آناکسیمنس، هراکلیتوس، پارمیندس، امپدولکس و دموکریتس بودند که از دغدغه های آنها شناخت عالم بود.[۱۴۶] با توجه به مبانی فلسفی این فیلسوفان می توان گفت، آنان جهان را بی نیاز از خالق می دانستند؛ آناکسیمنس هوا را اصل اولی وآناکسیمندر شیئ نامتعین و نامتناهی را اصل اولی می دانست، از آنجا که ماده اولیه جهان تعین هیچ شیئی را در عالم به خود نگرفته است لذا نامتناهی خواهد بود ؛ یکی از وجوه اشتراک این سه فیلسوف که که هرکدام به ماده المواد قائل بودند، آن است که آنان قائل به ازلیت جهان ماده اند و لذا نقطهی آغازی برای جهان در نظر نمیگیرند . [۱۴۷]