تبیین مقایسه ای آغـازآفرینش جهـان درکیهان شناسی جدید با تأکید برآراء ملاصدرا- قسمت ۱۲

اگر فرض کنیم عالم از زمان صفر با سرعت نور منبسط شده باشد، ابعاد بدست آمده برای عالم در  ثانیه،  برابر کوچکتر از شعاعی است که اگر روند انبساط را به عقب برگردانیم بدست می‌آید ؛ یعنی در زمان پلانک اجزای تشکیل‌دهنده عالم  برابر دورتر بوده‌اند. لذا اجزای عالم در آن زمان می‌توانستند با هم ارتباط داشته باشند و پس از انبساط هم اجزاء هر کدام باید شکل و شمایل متفاوتی داشته باشند ؛ اما مشاهده می‌کنیم که ماده در عالم به صورت یکنواخت توزیع شده است. سؤالی که مطرح میشود آن است که ماده چگونه می‌توانسته در اجزایی که هیچ ارتباطی با هم ندارند یکسان توزیع شده باشد؟ دانشمندان برای حل این مشکل مدل تورمی را به مدل مهبانگ در زمان بین  تا  ثانیه میافزایند [۱۱۶].بعدا به این مدل خواهیم پرداخت .
مسئله یا ابهام دیگری که در مدل انفجار بزرگ است مسئله پادماده میباشد که در مطالب ذیل آمده است .
۲-۶- ۲ .مسئله پاد ماده[۱۱۷]
مسئله پادماده نیز از ناگفته ها و یا ابهامات انفجار بزرگ است . همانطور که میدانیم ، در دمای بالا بین مجموعه‌ای از ذرات و پاد ذرات تعادل برقرار می‌شود ؛ هر زمان که یک زوج در یک نقطه با یکدیگر برخورد میکردند و نابود میشدند زوج دیگری در نقطه دیگری خلق می‌شود ؛ وقتی دما کاهش یابد ، فرایند خلق صورت نمی‌گیرد؛ چرا که انرژی کافی برای بوجود آمدن جرم ذره وجود ندارد ؛ در نتیجه تعادل به هم می‌خورد و فقط نابودی صورت می‌گیرد و جایگزینی ندارند؛ این عمل تا نابودی کامل ادامه می‌یابد. صورت نهایی‏ سیستم فقط به تعداد خالص ذرات ، پاد ذرات در لحظه‌ای که خلق زوجها متوقف شود بستگی دارد ؛ چون در ازای هر ذره، یک پاد ذره وجود دارد ( فرایند ذکر شده برای خلق و نابودی الکترون و پوزیترون برای دیگر ذرات و پاد ذرات نیز جاری است ) ؛ البته جزئیات رفتار ماده و پاد ماده در لحظات اولیه هستی اهمیتی ندارد ؛ بلکه این حقیقت که پس از شروع عصر ذرات هیچ فرایندی که در طی آن بتوان تعداد ذرات خالص موجود در جهان را تغییر داد ، وجود ندارد . وقتی ذره‌ای خلق یا نابود می‌شود متناظر با آن این اتفاق برای یک پاد ذره هم رخ دهد ؛ بنابراین وقتی سن جهان به یک هزارم ثانیه رسیده است تعادل بین ماده و پاد ماده باید تا ابد باقی بماند .
پاد ماده در محیط زمینی کم است و فقط می‌توان آن را در آزمایشگاه‌ها، خلق کرد ؛ هر چند مقدار خلق آن تاکنون بسیار کم است .
مطالعـات نشان می‌دهد که کهکشان ها از ماده تشکیـل شده‌اند؛ بنابراین در زمین به عنوان منطقه‌ای از فضا فقط ماده و مقدار کمی پاد ماده که محصول دست بشر است وجود دارد. مسئله نحوه توزیع این عدم تعادل ظاهری در طبیعت، به مسئله پاد ماده (عدم تقارن بین ماده و پادماده ) مربوط است. در این راستا احتمالاتی ممکن است ، اول اینکه وقتی جهان وارد عصر ذرات شد ، ماده بر پاد ماده فزونی داشته و یا پاد ماده درکهکشان به گونه‌ای از ماده جدا شده است ؛ البته این احتمال ناممکنی است چراکه نقض غرض ماست و در این صورت خواهیم پرسید چرا جهان این گونه آغاز شده است ؟ و به نظر یک دانشمند تنها عددی که نیاز به توضیح ندارد ، صفر است . یکی از احتمالات دیگر که توسط هانس آلف ون[۱۱۸] مطرح شد این است که در آغاز عصر ذرات ، جهان دارای مقادیر مساوی ماده و پاد ماده بود اما نه به نحو یکنواخت ، بلکه مثل مخلوطی که در یک جای آن ماده و در جای دیگر آن پاد ماده بیشتری وجود داشت ؛ فرایند نیست شدن به گونه‌ای بود که چگالی ذره‌ای کمتر از بین برود در نتیجه در مناطق باقی مانده یا تماماً ماده بود یا پاد ماده. در مرز مناطق مختلف نیز فرایندی رخ داد ؛ ذرات و پاد ذرات که در مرزها با هم مواجه و نابود می‌شدند ، تابش‌های ایکس و گاما تولید می‌کردند این تابش ، ماده باقی مانده را از مرزهای مناطق کنار زد و مانع از سرعت نیست شدن شد؛ تا مدتها این فرضیه قابل دفاع بود و نمیشد به آسانی آن را طرد کرد ؛ چراکه پرتو گاما که در فرایند نیست شدن گسیل می‌شود، در جو زمین جذب شده و توسط تلسکوپ‌های سطح زمین قابل آشکار سازی نیست هر چند با پیشرفت اخترشناسی این محدودیت به پایان رسیده است. چنین وضعیتی محتاج این است که توده اولیه ماده و پادماده در سطح بسیار وسیع اتفاق افتاده باشد ؛ ولی این احتمال هست که سایر خوشه ها از بخش پادماده باشند . به نظر میرسد هیچ کدام از این دو احتمال موجود ، عدم تعادل بین ماده و پادماده را توجیه نمیکند .شاید بتوان چنین گفت که برخی از فراینـدهای پیش از عصر ذرات علت اصلی شرایط کنونی جهان هستند .
فیزیک دانان پس از کشف پادماده اعتقاد داشتند که قوانین فیزیک تا جایی که بین ذرات و پاد ذرات تمایز است، تقریباً متقارن است ؛ اما باید توضیح داد که چگونه این قوانین را در جهانی که تعداد خالص ذرات آن صفراست ، می‌تواند جهانی که در آن ماده غلبه دارد و پاد ماده غایب است را بوجود آورند[۱۱۹] ؟!!
البته در صورت پذیرفتن مدل تورمی ، کافی است که در لحظات اولیه شکل گیری عالم ، به شکل آماری و کاتوره ای، عدم تقارن بسیار کوچک بین ماده و پاد ماده را به عنوان بذر اولیه در نظر بگیریم و با تورم و انبساط فوق العاده ای آن را رشد داده تا اینکه در زمان فعلی به این نتیجه برسیم که ما در جهان ” ماده غالب ” قرار داریم و ارتباط فیزیکی ما با بخش دیگر که جهان ” پادماده غالب ” میباشد قطع شده است .
۲-۶-۳ . مسئلهی تشکیل ساختار کهکشان ها
یکی دیگر از ابهاماتی که در مدل انف

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

جار بزرگ وجود دارد ، مسئلهی تشکیل ساختار کهکشانهاست . ماده موجود در لحظات ابتدایی پس از انفجار بزرگ به شکل پلاسما بوده است و الکترون‌ها و هسته‌ها مستقل از یکدیگر حرکت می‌کردند. بین این مجموعه ذرات باردار، دریایی بسیار داغ از تابش به شکل فوتون وجود داشت ؛ وقتی یک فوتون با یک ذره حاوی بار الکتریکی برخورد کند ، بر اثر بر همکنش بین آن ها فوتون از کنار ذره می‌جهد ؛ برخوردهای پیوسته بین فوتون‌ها و ذرات موجب فشار می‌شود که این فشار ، مانع تشکیل کهکشان ها می‌شود. در لحظات اولیه به محض تشکیل اتمها ، تابش با قدرت کافی توسط ماده متوقف نمی‌شد و این دو نتیجه در پی داشت :
۱) تابش می‌توانست به راحتی فرار کند.
۲) تابش دیگر فشاری بر ماده وارد نمی‌کرد ؛ بنابراین پس از گذشت سالها ماده توانست تجمع یابد و به صورت کهکشان ها در آید ؛ اما این فرایند به وقت زیادی نیاز دارد . نکته مهم این است که فرایند تجمع در جهانی که به سرعت در حال انبساط باشدچگونه صورت می‌گیرد !؟
اگر تجمع ماده به سرعت به اندازه بحرانی رسد، انبساط جهانی قبل از جمع شدن جرم کافی و تبدیل شدن آن به یک کهکشان بقیه ماده را با خود می‌برد؛ اخترشناسان دریافته‌اند که زمان لازم برای اینکه حرکات تصادفی اتمها بتواند تجمعات کهکشانی بوجود آورد ، بسیار طولانی است؛ پس اگر این تنها طریق رخ دادن فرایند مذکور باشد ، هیچ کهکشانی در جهان نباید وجود داشته باشد. اما مسئله اصلی آن است که حرکت از مرحله چند اتمی به سمت تمرکز قابل ملاحظه ذرات بسیار کُند انجام می‌شود؛ پس جهان نمی‌تواند با توزیع یکنواخت ماده وارد مرحله اتمی شده باشد.
( این مسئله یعنی مسئله به وجود آمدن کهکشان ها برای مدتی به صورت مبهم در کیهان‌شناسی باقی ماند.)
برای حل این مسئله دو احتمال وجود دارد:
۱)یا جهان از آغاز با ماده متمرکز شده خلق شده است و این توده‌ها نهایتاً به شکل کهکشان در آمده‌اند.
۲) یا فرایند ناشناخته‌ای وجود دارد که پیش از تشکیل اتمها چنین تمرکزاتی را بوجود آورده است ؛ احتمال اول موجب نقض قواعد است ؛ احتمال دوم نسبتاً خوب است اما می‌دانیم که هیچ فرایندی به جز اغتشاش و تراکم وجود ندارد که در همین یکی از دو عصر ذرات یا هسته‌ای بتواند تجمع لازم را حاصل کند؛ برای حل این مسئله باید به لحظات پیش از یک هزارم ثانیه نظر بیفکنیم. [۱۲۰]
۲-۶-۴ . مسئلهی افق
از دیگر مسائل مطرح در مدل انفجار بزرگ مسئلهی افق است ؛ مسئلهی افق از این قرار است که یکی از نواحی جهان یا کیهان که در ارتباط فیزیکی ( به دلیل فاصله آنچنان زیادی که نیاز به ارتباط غیر علـّی فیزیکی است ) با هم نبوده اند ، دارای دما ، چگالی و خواص فیزیکی یکسانی هستند .
مسئلهی افق به یکنواختی فوق العاده تابش زمینه ای کیهانی برمیگردد ؛ دمای تابش در همه جهات ثابت و اندازه فعلی عالم همان گونه که قبلا گفته شده  درجه کلوین میباشد ؛ فرض نمایید دو ناحیه دوردست را که قبلا در ارتباط علّی بوده اند ، مطالعه میکنیم ، با توجه به اطلاعات فعلی که از تابش زمینه ای کیهانی داریم ، میدانیم که این دو ناحیه در گذشته خیلی دور (کیهان اولیه ) چگالی و دمای یکسان دارند؛ پرسش این است که دلیل این شباهت و یکسانی فوق العاده چیست ؟ به عنوان مثال فرض کنید گوشه اتاق یک شعله آتش روشن باشد ، بدیهی است که پس از گذشت زمان ، دما به طور یکنواخت در اتاق پخش میشود؛ اما در مورد مسئلهی افق اطلاعات فعلی ما از کاوش زمینه ای کیهانی حاکی از آن است که در کیهان اولیه یک همگنی و یکسانی فوق العاده ای وجود داشته است که در واقع دو ناحیه ای که اکنون میلیونها پارسک[۱۲۱] از هم فاصله دارند و اصلا از نظر فیزیکی نمیتوانند تبادل اطلاعات کنند ؛ چگونه است که این همه به یکدیگر شبیه اند ؟ در اصطلاح کیهان شناسی این نواحی خارج از افق یکدیگر قرار دارند ( لازمه ارتباط بین این دو ناحیه داشتن سرعت بالاتر از نور است ) تنها فرضی که میتوان کرد این است که در گذشته خیلی دور و لحظات اولیه شکل گیری کیهان ) این نواحی کاملا یکسان بوده اند[۱۲۲] . این از جمله پرسشهای مطرح در مدل انفجار بزرگ است که البته در این مورد نیزجهان تورمی میتواند به نحوی موضوع را توضیح دهد .
۲-۶-۵ . مسئلهی همواری
از جمله ابهامات دیگر در مدل انفجار بزرگ مسئلهی همواری است . طبق نظر کیهان شناسان جهان تقریبا هموار[۱۲۳] است ؛ مسئله اینجاست که چرا جرم جهان تا به این حد به جرم بحرانی نزدیک است ؟ چرا جهان تقریبا هموار است ؟ پاسخ به این مسئله از جمله مسائلی است که که کیهان شناسان در حال حاضر قادر به پاسخگویی نیستند ؛ البته باید در نظر داشت که عدم پاسخ به این سؤال موجب نمیشود که مدل انفجار بزرگ را به طور کلی منتفی کنیم[۱۲۴] ؛ هرچند این مسئله از ابهامات بزرگ انفجار بزرگ است .
مسئله همواری یک مسئله از نوع تنظیم دقیق در مدل انفجار بزرگ است بدین معنا که بعضی از شرایط اولیه دارای مقدار آنچنان دقیق و ظریفی هستند که کوچکترین تخطی و انحراف ازاین مقادیر اثرات فوق العاده ای در وضعیت فعلی کیهان میگذارد در مورد مسئله همواری پارامتر تنظیم شده چگالی ماده انرژی در عالم است ؛ چگالی فعلی عالم بر اساس اطلاعات رصدی بسیار نزدیک به چگالی بحرانی[۱۲۵] است ؛ چگالی کیهان اولیه نیز با دقت ۱۰۶۲/۱ و حتی کمتر میبایست به چگالی بحرانی نزدیک باشد ؛ این مطلب کیهان شناسان را به سمت این پرسش سوق داده است که چگونه با
این دقت و ظرافت بالا ، چگالی عالم اولیه به چگالی بحرانی نزدیک ، بلکه برابر بوده است ؛ زیرا جهان در حالت اولیه ( لحظات آغازین عالم ) دارای چگالی فوق العاده نزدیک به چگالی بحرانی است ( چگالی نسبی آن فوق العاده باید به یک نزدیک باشد ) در واقع اگر چگالی عالم از مرتبه بزرگتر یا کوچکتر میبود، نمیتوانست به کیهان فعلی که چگالی آن نزدیک به چگالی بحرانی است ، برسد ؛ از نظر هندسی چگالی فوق العاده نزدیک به چگالی بحرانی ( چگالی نسبی فوق العاده نزدیک به یک ) نمایانگر یک جهان تخت وهموار است ؛ اما پرسش این است که چگونه میتوان هموار بودن فوق العاده عالم را توضیح داد ؟ در این موارد به فرمول بندی فیزیکی و توسل به اعداد و ارقام نیازمندیم که از پرداختن به آن صرف نظر نموده ایم . در این مسئله نیز مدل جهان تورمی به نحوی موضوع را حل میکند .
اگرچه اشکالات و ابهاماتی در مدل انفجار بزرگ وجود دارد ؛ اما به هر حال آنچه که امروزه بیشتر از هر نظریه‌ای در بین اخترشناسان مطـرح است نظریه انفجار بزرگ است [۱۲۶].
۲-۷٫ جهان تورمی ، موفقیت ها و مشکلات
نظر غالب کیهان‌شناسان این است که کیهان ، بعد از زمان پلانک یک دوران تورم را پشت سر گذاشته است. تورم یعنی اینکه عالم یکباره به شدت منبسط شده است . اگر چه مدلهای بدیل تورم هم پیشنهاد شده است؛ اما هنوز مقبولیت نیافته‌اند . طبق مدل‌های تورمی بعضی از اشکالات اساسی مدل مهبانگ مرتفع می‌شود[۱۲۷].
سنا ریوی عالم تورمی نگاه کاملاً جدیدی به جهان دارد. )عالم در این نگاه تورمی است( برای درک اساسی عالم تورمی ابتدا باید برخی از ویژگی‌های عالم در حال انبساط را بررسی ‌کنیم.
در یک عالم در حال انبساط، فرایندهای فیزیکی نمی‌تواند به همان اندازه که در عالم ایستا تأثیردارد، مؤثر باشند؛ مخزنی را که دارای دو قسمت است، در نظر بگیریدکه در هر قسمت آن گازی با دمای مشخص داریم ، تیغه ای را در وسط این مخزن قرار داده تا این دو گاز با دمای مشخص را جدا سازد ؛ مدتی بعد این تیغه جدا کننده را برداریم تا گازهای سرد و گرم مخلوط شوند ؛ در زمان بسیار کمی گازها به دمای یکسانی می‌رسند؛ اگر هنگام ترکیب گازها دیوارهای مخزن نیز منبسط شوند؛ در این صورت گازها به دمای مشترک نمی‌رسند. قسمت های مرکزی مخزن بعد از مدتی هم دما می‌شوند ، اما دمای کل گازها برای رسیدن به دمای مساوی به دو عامل بستگی دارد:

نوشته ای دیگر :
بررسی تاثیر تغییرات شاخص بازار سهام و نرخها ی ارز و سود بانکی ...

  1. آهنگ بر هم کنش و مبادله انرژی توسط ملکول‌ها ۲) آهنگ انبساط مخزن .

اگر آهنگ انبساط مخزن بیشتر از آهنگ برهم کنش باشد دما به تعادل نمی‌رسد؛ گاز در نواحی مختلف دارای دمای مختلف است ؛ در عالم تحت غلبهی تابش، ثابت شده است که آهنگ انبساط به گونه‌ای است که ترکیب محسوسی نمی‌تواند رخ دهد و هرگز به تعادل و دمای یکسان نمی‌رسد؛ این مشاهـدات نشان می‌دهد که دمای تابش ریز موج در همه جهـان یکسان است و بدین‌سان ، دما در همه جا یکسان بوده است ؛ این مطلب طبق مدل‌های رایج کیهان‌شناسی کمی عجیب است .
راه حل اولی که به نظر میرسد آن است که آهنگ انبساط عالم در مراحل اولیه به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش یابد ، تا فرایند ترکیب بتواند رخ دهد؛ که این غیر ممکن است؛ زیرا می‌توانیم آهنگ انبساط عالم را در گذشته با مقایسه انبساط فعلی بدست آوریم ؛ این آهنگ آنقدر کُند نیست که راه‌حل اول را مناسب ببینیم . راه دوم آن است که عالم برای مدت کوتاهی بعد از فرایند ترکیب با سرعت زیاد منبسط شود ؛ در این مدل ناحیه کوچکی از عالم را که دمای ثابتی دارد در نظر می‌گیریم ؛ سپس این ناحیه را آنقدر منبسط می‌کنیم که بخش قابل ملاحظه‌ای در عالم فعلی را تشکیل می‌دهد. این مدل نیز بسیار غیر ممکن است ؛ ناحیه‌ای که امروز ما می‌بینیم همگن و یکنواخت است . این مدل که در آن عالم سریع‌تر از مدل‌های دیگر منبسط می‌شود، مدل تورمی است . علت ورود عالم به چنین انبساطی چگالی انرژی تابشی است که باعث انبساط آغازین عالم می‌شود، همچنان که عالم منبسط می‌شود ، چگالی انرژی کم می‌شود و در نتیجه آهنگ انبساط کم می‌شود ، با این حال طی مرحلهی تورمی با این که حجم افزایش می‌یابد چگالی ثابت می‌ماند ؛ در نتیجه آهنگ انبساط نیز ثابت می‌ماند ، برای این منظور باید مرحله تورمی عالم شامل ماده با فشار منفی باشد . فشـار در سیستم‌های معمول مثبت است ؛ اگر مثلاً بالنی منبسط شود ، فشار انرژی داخلی آن کاهش می‌یابد ؛ اما برای سیستمی با فشار منفی ، اگر سیستم منبسط شود ، انرژی داخلی ثابت باقی می‌ماند یا حتی افزایش می‌یابد. بنابراین برای آنکه مدل تورمی به کار آید ، باید نوعی ماده با فشار منفی داشته باشیم که البته مادهی معمولی چنین ویژگی‌ای را ندارد.
طبق نظریهی کوانتوم مدل‌های خاصی از ذرات از میدان های کوانتومی وجود دارند که می‌توانند دارای فشار منفی باشند . آنچه مدل‌های تورمی انجام می‌دهند آن است که مواد طوری عمل کنند که میدان های کوانتومی برای مدت کوتاهی در عالم آغازین بر انبساط عالم حکمفرما باشند.
در عالم تورمی، عالم حاوی ساختارهای ناهمگنی نظیر کهکشان ها، خوشه‌ها و غیره است. گفته‌اند که این ساختارها به دنبال رشد ناهمگنی‌های کوچک در عالم آغازین شکل گرفته‌اند. وقتی آهنگ انبساط عالم تحت غلبه تابش منجر به تولید ناهمگنی‌هایی از نوع مورد نظر نمی‌شود، تورم عالم می‌تواند از این جنبه کارساز باشد. این یکی دیگر از موفقیت های مدل تورمی است .
میدان های کو
انتومی که تورم ایجاد کردند، نیز به طور طبیعی شامل اُفت و خیزهای کوچکی در چگالی انرژی خواهند بود، این اُفت و خیزها می‌توانند رشد کنند و بذر ساختارهایی نظیر کهکشان ها را شکل ‌دهند. با داشتن مدل فیزیک ذرات که بتواند تورم را ایجاد کند ، می‌توان این اُفت و خیزها را تبیین کرد، که در شناخت نحوه شکل‌گیری عالم مفید است . اما درستی این مدل ها را چگونه می‌توان تعیین کرد؟ آیا عالم چنین مرحله‌ای را پشت سر گذاشته است؟
در زمانی حدود  ثانیه بعد از انفجار بزرگ امکان بررسی این مدل‌ها با مشاهدات مستقیم وجود ندارد. انرژی ذرات عالم هنگام تورم بسیار بیشتر از انرژی‌هایی است که در آزمایشگاه میتوان دست یافت ؛ بنابراین امکان تحقیق آزمایشگاهی نیست.
از جمله پیش بینی های مدل‌تورمی آن است که چگالی عالم برابر با چگالی بحرانی است ؛ بنابراین اگر مشاهدات به طور قطع نشان‌دهند که چگالی عالم کمتر از چگالی بحرانی است ؛ این مطلب امکان مرحله تورمی عالم را منتفی می‌کند. هرچند نمی‌توان به اندازه کافی و دقیق چگالی کل عالم ماده را تعیین کرد ؛ اما از مقایسه مشاهدات ریزموج می‌توان درستی یا نادرستی پیش‌بینی‌های مدل تورمی را تعیین کرد ؛ البته اطلاعات رصدی از تابش ریزموج هم آنقدر کیفیت ندارند که بتوان در ارزیابی از آن ها استفاده کرد. مدل‌ تورمی، وجود تابش زمینه یکنواخت گرانشی را نیز پیش‌بینی می‌کند که شدت این امواج گرانشی آنقدر کم است که قابل آشکارسازی نیست.
بنابراین فعلاً مدرکی بر مرحله تورمی عالم در دست نیست‎‎‎‎‎ . هر چند مدل تورمی برخی از مشکلات مدل مهبانگ را رفع می‌کند ؛ اما پرسشهای جدیدی هم مطرح می‌کند هرچند هنوز عده‌ای معتقدند که تورم نظریه خوبی است که باید بیشتر بررسی شود[۱۲۸].
در اینجا باید این نکته را در نظر داشت که شواهدی که بر احتمال یک مدل ارائه می‌شود هرگز به معنای تأیید صددرصد آن است ؛ همچنان که ارائه نواقص آن مدل دلالت بر رد صددرصدی آن نیست ؛ اگرچه امروزه شواهدی وجود دارد که مدل بیگ بنگ را در صف مقدم مدلهای دیگر قرار داده است به این دلایل در مطالب گذشته اشاره شد ؛ ولیکن مسائل حل نشده بسیاری در مورد مهبانگ نیز هست که دانشمندان در صددند با ساختن مدلهای ریاضی و فیزیکی که با شواهد امروزی منطبق باشند، مدل مهبانگ را تصحیح و تکمیل کنند؛ بنابراین همانطور که گفته شد ، هیچ نظریه‌ای کامل نیست و در هر یک از نظریات بیان شده درباره مدل عالم مطالبی هست که هنوز درستی آن ثابت نشده است و پاسخ نیز برای آن نیافته‌ایم .
با فرض اینکه در گذشته انفجاری رخ داده است به سراغ سؤال اصلی پژوهش میرویم و آن اینکه آغاز عالم کجاست؟ قبل از انفجار بزرگ چگونه بوده است ؟ آیا جهان از عدم خلق شده است؟ خلقت از چه چیزی آغاز شد؟ اینها و شاید سؤالات زیاد دیگری تاکنون مطرح شده است که علم هنوز نتوانسته است پاسخ صریحی برای آن ها بیابد و ماهنوز برای دانستن مسیر طولانی‌ای در پیش رو داریم و چقدر اشتباه است فکر کنیم که همه آنچه لازم است بدانیم را می‌دانیم.

نوشته ای دیگر :
فایل دانشگاهی - بررسی تاثیر تغییرات شاخص بازار سهام و نرخها ی ارز و سود بانکی ...