تاریخ حدیث و اندیشه‌های حدیثی در بحرین- قسمت ۲

قَطیف یا قُطیف[۷۷] شهری در ساحل خلیج فارس در شمال شرقی احساء و از مناطق مشهور بحرینِ قدیم[۷۸] و از دهات قبیلۀ عبد قیس و دارای نخلستانهای زیاد بوده است.[۷۹]
ازهری آن را از قراء خط میداند[۸۰] و بکری در معجم ما استعجم، قطیف را در کنار هجر، دو شهر مهم و اصلی بحرین دانسته است.[۸۱]
همو از قول احمد بن ابی طاهر نوشته است که در سال ۲۸۱ق یحیی بن معلی، از کوفه به قطیف آمد و فتنۀ قرامطه را شروع کرد.[۸۲]
بحث قرامطه را بعد از این به تفصیل خواهیم آورد.
ابن بطوطه در ذکر سفر خود به قطیف میگوید اهل قطیف همه رافضی هستند و از کسی تقیه نمیکنند و در اذان خود «أشهد أنَّ علیاً ولیّ الله» و «حیّ علی خیر العمل» میگویند.[۸۳] و [۸۴]

 

 

  1. الخَطّ

 

اردشیر بابکان (۲۲۶ ـ ۲۴۱م) ـ پایهگذار حکومت ساسانیان ـ به بحرین لشکر کشید و سنطرق ـ حاکم آنجا ـ را شکست داد. او در همین منطقه شهری بنا کرد که برخی آن را فسا اردشیر گفتهاند. این شهر بعدها مدینه الخَط نام گرفت.[۸۵]
در تحدید خَط، اختلافی بین اهل لغت و جغرافیا وجود دارد. برخی آن را همۀ ساحل خلیج فارس از عمان تا بصره و از کاظمه تا الشحر گفتهاند و برخی فقط آنرا قریهای در ساحلِ خلیج دانستهاند، که نیزههای مشهوری داشته است. اصل این نیزهها را از هند میآوردند و در خَط میساختند و یا پرداخت میکردند و به آن «الرماح الخَطیّه»[۸۶] و یا به اختصار «الخِطّیّه» میگفتند.[۸۷] به خاطر سکوت قبلیۀ عبد قیس در خَط، آن را گاهی «خط عبد القیس» نیز گفتهاند.[۸۸]
والی این منطقه در زمان پیامبر اکرم ˆ، ابان بن سعید بوده است.[۸۹] در جنگهای معروف به رده[۹۰] و همچنین قضایای نجده بن عامر حنفی و خوارج[۹۱] نام خَط مکرر در صفحات تاریخ میآید.[۹۲]

 

 

  1. أحساء

 

أحساء جمع حِسی است و آن زمین همواری را گویند که آبگیرهایی دارد و یا اینکه احساء زمینی است که از شن پوشیده باشد و آب در لایههای زیرین جمع شده باشد.[۹۳] و از همین ماده است حدیث: أنهم شربوا من ماء الاحسیِ.[۹۴]
ناصر خسرو (د ۴۸۱ ق) از این منطقه با نام «لحسا» یاد کرده است.[۹۵] ابن فضل الله عمری (د ۷۴۹ ق)[۹۶]، ابن بطوطه (د ۷۷۹ ق)[۹۷]، عبدالقادر دمشقی (د ۹۷۸ ق)[۹۸] آنجا را «الحسا» گفتهاند.
اما یاقوت «حُسا» را در غیر بحرین شناسانده است.[۹۹]
در اواخر قرن دهم برخی «لحصا» نیز گفتهاند که بسیار نادر است.[۱۰۰]
جغرافیدانان قدیم به هجر، بحرین و خَط، نیز گاهی أحساء گفتهاند و به تقریب تمامی مناطق واقع در کرانۀ جنوبی خلیج فارس، از بصره و بحرین تا عمان کنونی را در بر میگرفت.[۱۰۱]
تاریخ احساء به دورۀ مس باز میگردد،[۱۰۲] و به نظر میرسد دورۀ فنیقیها (کنعانیها) از مهمترین دورههای مهاجرت قبایل به سوی احسا بوده است.
فنیقیها حدود ۲۵۰۰ ق م و پس از اقامت در سواحل احساء و جزیرههای بحرین، از آنجا کوچ کردهاند. وجود مقبرههای فینیقی کشف شده از احساء، که قدمت آنها به ۵۰۰۰ هزار سال قبل میرسد ـ و در موزۀ بریتانیا نگهداری میشود ـ مؤیّد این نظر است.[۱۰۳]
جرهاییها که شاخهای از نژاد کلدانی بودند و سپس قبایل طسم، جدیس و بنی عبدالقیس در احساء ساکن شدند.[۱۰۴]
نامه پیامبر به مردم هجر، جنگهای معروف به رده و بعدها تحرّکات خوارج در این منطقه از مهمترین وقایع تاریخِ پس از اسلام در احساء است. اما بیشترین شهرت احساء در تاریخ مربوط به ظهور فرمطیان است که در واقع پایهگذار این شهر به شمار میآیند.[۱۰۵]
ناصر خسرو (د ۴۸۱هـ) که از احساء در زمان حکومت قرامطه دیدن کرده است، میگوید:
چون از اهل آن شهر پرسند که: «چه مذهب داری؟» گویند که: «من بوسعیدیم»[۱۰۶] نماز نکنند و روزه ندارند و لیکن بر محمد مصطفی ˆ و پیغامبری او مقرند… یکی از آن سطانان[۱۰۷] در ایام خلفای بغداد، با لشکر به مکه شده است و در شهر مکه ستده و خلقی مردم را، در طواف در گرد خانۀ کعبه بکشته و حجرالاسود از رکن بیرون کرده به لحسا برده و گفته بود: «این سنگ مقناطیس مردم است، که مردم را از اطراف جهان به خویش میکشد».[۱۰۸]
در ۴۶۶ هـ عبد الله بن علی عیونی ـ بنیانگذار دولتِ عیونی ـ بساط قرامطه را برچید و تا ۶۴۲ ق احساء در حکومت سلسلۀ عیونی قرار گرفت.[۱۰۹]
امروزه احساء به عنوان استان شرقی عربستان سعودی، مهمترین مرکز استخراج نفت است. از لحاظ ترکیب جمعیتی نیز، عمدۀ مردم آن شیعۀ اثنی عشری هستند. از میان شیعیان نیز برخی شیخی و برخی اصولی هستند.
از میان شیخیه نیز بخشی تابع ال اسکویی در کربلا و گروهی آقا خانی و مشهور به رکنیه هستند.
مهمترین شهرهای أحساء نیز عبارتاند از: هُفوف، مُبرَّر، قطیف، دمّام و عِمران.[۱۱۰]

 

 

  1. العُقَیر

 

بندری در ساحل خلیج فارس در جنوب قطیف و در راه عمان و بصره است.[۱۱۱]
ابن حوقل و مَقدسی آن را از شهرهای هَجَر[۱۱۲]، ناصر خسرو از شهرهای لحسا[۱۱۳] و یاقوت از شهرهای خط دانستهاند.[۱۱۴]
در شعر ابوطالب در حمایت از رسول خدا ˆ آمده است:

 

 

 

 

 

 

 

وینصره الله الذی هـو ربّـه بأهل العُقیر او بسکان یثرب[۱۱۵]

 

 

  1. اُوال

 

اُوال یا اَوال، جزیرهای در بحرین بین یمامه، بصره و عُمان واقع شده است.[۱۱۶]
ابن حوقل (قرن ۴هـ) آنجا را در کنار هجر، احساء، قطیف و… از شهرهای بحرین و از جزایر دریای فارس و منسوب به اردشیر دانسته است.[۱۱۷] اصطخری نیز همین نسبت را آورده است.[۱۱۸]
مقدسی در همین قرن، اوال را از شهرهای أحساء نام میبرد.[۱۱۹]
ناصر خسرو در ۴۴۲هـ از جزیرۀ اوال با عنوان «بحرین» یاد کرده است.[۱۲۰]
ادریسی در قرن ششم نیز نوشته است: «و جزیره اوال جزیره حسنه بها مدینه کبیره تسمی البحرین».[۱۲۱]
یاقوت (د ۶۲۶هـ) و بغدادی (د ۷۳۹هـ) نام «تَرم» را نیز برای جزیرۀ بحرین ذکر کردهاند.[۱۲۲]

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

 

  1. قَطَر

 

ازهری آن را قریهای از نواحی بحرین بر سیف خَط، بین عمان و عقیر توصیف کرده که[۱۲۳] از مناطق خلیج فارس در بحرینِ قدیم محسوب میشود.[۱۲۴] این منطقه، دارای بازاری معتبر بوده[۱۲۵] و شترهای ممتازی داشته که به «قَطَریات» مشهور بوده است.[۱۲۶]

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *