سامانه پژوهشی – بررسی نقش رسانه در آموزش پیشگیری از ایدز از دیدگاه کارشناسان علوم ارتباطات اجتماعی- قسمت …

۲-۱۵-۱۷-نظریه رسانه‌‌های دموکراتیک – مشارکت کننده
نظریه رسانه‌های دموکراتیک – مشارکت کننده با ایجاد جامعه توده‌وار مخالف است و درمقابل،‌ از حق کاربرد رسانه‌ها در مقیاس‌های کوچک اجتماعی دفاع می‌کند(توسلی،۱۳۸۵).
۲-۱۵-۱۸-نظریه ساختار گرایی و نشانه شناسی
عمق، سطح را توضیح می دهد. باور کانونی ساختارگرایان آن است که زندگی اجتماعی صرفاً به لحاظ ظاهری آشفته، غیرقابل پیش بینی و متفرق است. زیر سطح رخدادهای گیج کننده و منحصربه فرد، سازوکارهایی مولد نهفته است؛ لذا برای درک آن چه در سطح ظاهر می شود باید به عمق بنگریم.
دو فردینان سوسور[۴۱] و رولان بارت[۴۲](۱۹۷۶): زبان و اسطوره سوسور زبان شناس ساختارگرای سوئیسی،‌ زبان را نظامی از نشانه‌ها می‌داند که با فرایند پیچیده دلالت سروکار دارد.
اساس زبان شناسی سوسور بر تفکیک «دال»‌و «مدلول» یا لفظ و معنا قرار داد. کلمه یا تصویر «درخت»‌دال، و مفهوم یا صورت ذهنی درخت، مدلول آن است. هر نشانه زبانی ترکیبی از دال و مدلول است. بین دال و مولول، رابطه ذاتی و طبیعی وجود ندارد، بلکه رابطه میان آن ها دلبخواهانه است. به عبارتی، هیچ رابطه ذاتی بین لفظ درخت و مفهوم درخت وجود ندارد. چنان که بین دال و مدلول آن نیز رابطه ذاتی وجود ندارد. پرسش این است که اگر هیچ رابطه و پیوند ذاتی و طبیعی بین دال و مدلول یا همان لفظ و مفهوم وجود ندارد،پس نشانه ها معنای شان را از کجا می آورند؟ سوسور در پاسخ، معنای نشانه ها را ناشی از روابط متمایز آن ها می داند. به این معنی که «واژه ها و مفاهیم، معنای شان را براساس تفاوتی که با سایر واژه ها و مفاهیم در یک نظام زبانی مشخص دارند، کسب می کنند(Hamelink,C. (.1995
۲-۱۵-۱۹-نظریه تعامل گرایی و ساخت یابی
هربرت بلومر، معنا را نشأت گرفته از کنش متقابل اجتماعی می داند. به عبارتی، کنش متقابل اجتماعی مولد معنا و سازنده دنیای ماست. «ما با معنا دادن به دنیای خود، آن را خلق می کنیم» .
در تعامل گرایی، برخلاف کارکردگرایی، جامعه موجودیتی عینی و مستقل از عاملان اجتماعی ندارد، بلکه به دست همین عاملان و از طریق تعامل ساخته و حفظ می شود.
طبق دیدگاه بلومر[۴۳](۱۹۵۳)، تعامل گرایی مبتنی بر سه فرض اساسی است:

  1. کنش انسان‌ها نسبت به پدیده های پیرامون شان، مبتنی بر معانی ای است که آن پدیده ها برای آن ها دارد. بنابراین،کنش ها  و معانی در و ضعیت های روزمره، به دست خود عاملان اجتماعی خلق می شود.
  2. معنی پدیده ها ناشی از تعامل اجتماعی افراد با همتایان خود اسـت؛ به این معنی که کنش ها و معانی در خلال روابط اجتماعی شکل می گیرد(۱۹۹۴٫ Hamelink, C.).
  3. تغییر و جابجایی معنی،‌ در یک فرایند تفسیری به هنگام ارتباط و مواجهه افراد با دیگران صورت می گیرد. لازمه این فرایند تفسیری آن است که افراد بتوانند معانی را تولید، انتخاب، بازبینی، تعلیق و سازماندهی مجدد بکنند و آن را مطابق وضعیت ها و کنش های خود، انتقال دهند .
نوشته ای دیگر :
مقاله - بررسی نقش رسانه در آموزش پیشگیری از ایدز از دیدگاه کارشناسان علوم ...

۲-۱۵-۲۰-جاشوا میر و ویتز[۴۴](۱۹۶۴): بدون حس مکان
رسانه های جدید با دگرگون کردن تعریف مفاهیمی مانند خردسالی، بزرگسالی، مردانگی، زنانگی و … بر تعریف و شکل گیری موقعیت اجتماعی و لذا رفتارها و تعاملات اجتماعی تاثیر می گذارند. آن ها باعث شکل گیری اجتماعات مجازی یا به عبارتی، موقعیت اجتماعس جدیدی می شوند که بر رفتارها تأثیری می گذارد(۱۹۹۵ Kamalipour, Y.R.).
۲-۱۵-۲۱-دونالد هورتون[۴۵] و ریچاردوهل[۴۶](۱۹۸۹): شخصیت های رسانه ای و تعامل فرا اجتماعی
دو مفهوم نظری مهم به وسیله هورتون و وهل وضع گردید که به ساخت نظریه تولید و دریافت رسانه ای منجر شد. نخستین مفهوم، مفهوم تعامل فرااجتماعی، به معنی ارتباط نزدیک و خودمانی بین شخصیت های رسانه ای و مخاطبان است. این ارتباط نزدیک و خودمانی با استفاده مداوم از رادیو و تلویزیون به ویژه میزگردهای رادیویی و تلویزیونی و دیگر اشکال اجرای برنامه مانند حضور مخاطب در استودیو شکل می‌گیرد(آبرکرامبی،۱۳۸۹).
۲-۱۵-۲۲- تامپسون[۴۷]:
تامپسون (۱۹۹۰)در کتاب رسانه‌ها و نوگرایی برای بررسی تأثیر توسعه رسانه‌های ارتباطی بر الگوهای سنتی تعامل اجتماعی، سه نوع تعامل را از هم تفکیک می‌کند.
۱-تعامل رو در رو
۲-تعامل رسانه‌ای شده
۳- شبه تعامل رسانه‌ای شده (تامپسون،۱۳۸۰)
 ۲-۱۵-۲۳-نظریه فمینیستی رسانه: رسانه و جنسیت
نظریه فمینیستی، شاخه ای از پژوهش میان رشته ای است که جنسیت را به عنوان مقوله اصلی سامان بخش تجربه در نظر می گیرد.
فمینیسم تقسیمات جنسیتی در درون جامعه را امری سیاسی و نه طبیعی و بازتاب «رابطه قدرت»‌بین مردان و زنان می داند(چگینی،۱۳۸۹).
به لحاظ تاریخی، موج اول فمینیسم از حق رأی زنان و بهره مندی آن ها از حقوق قانونی و سیاسی برابر با مردان دفاع می کرد،‌اما موج دوم فمینیسم، از سطح خواست های سیاسی فراتر رفت و به جنبه های شخصی،‌ روانی و جنسی ظلم به زنان پرداخت.
به این معنا که ظلم در تمام شئون زندگی اجتماعی اعمال می شود و از بسیاری جهات، از خود خانواده شروع می شود.لذا هواداران جدید فمینیسم علاقه مند به تحلیل آن چیزی هستند که «سیاست زندگی روزمره» نامیده می شود. این تحلیل شامل فرایند تربیت است: تربیت کودکان برای ایفای نقش های «مردانه» و «زنانه»، تقسیم کارهای خانه داری بین پسران و دختران و

نوشته ای دیگر :
علمی :بررسی نقش رسانه در آموزش پیشگیری از ایدز از دیدگاه کارشناسان علوم ارتباطات اجتماعی- قسمت ۶۰

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

نیز اعمال سیاست رفتار شخصی و جنسیتی(چگینی،۱۳۸۹).
مفهوم کلیدی دیگر در مطالعات فمینیسم، مفهوم «جنس و جنسیت»‌است. جنس اشاره به عوامل زیست شناختی است که مردان را از زنان متمایز می کند ولذا تغییر ناپذیر است. جنسیت، واژه و باوری فرهنگی و اشاره ای است به نقش های متفاوتی که یک جامعه به مردان و زنان عرضه می کند. به عبارتی، جنس امری طبیعی و مبتنی بر تفاوت های طبیعی زنان و مردان است؛ اما جنسیت مبتنی بر ارزش های اجتماعی و فرهنگی {تبعیض آمیز}‌و نوعی نظام بازنمایی در چارچوب گفتمان پدرسالاری است.
نظریه پردازان فمینیسم نشان میدهند که جنسیت به طور عمیقی در روابط اجتماعی نهفته است و زنان و مردان و روابط ساختاری بین آنان را تعریف می کند. برای مثال، جامعه روی هم رفته انتظار دارد مردان گستاخ و زنان مودب باشند، مردان مستقل باشند و زنان روابط خود را بر این اساس منطبق کنند؛ مردان قوی و زنان ضعیف باشند؛ مردان آگاه و فعال و زنان پاکدامن و نکته بین باشند؛ مردان بر احساسات خود کنترل داشته باشند و زنان عاطفی و پراحساس باشند. این انتظارهای کلی جامعه، نمونه ماهیت فرهنگیِ جنسیت است(چگینی،۱۳۸۹).
فمینیسم لیبرال، سوسیالیستی و رادیکال
در رویکرد فمینیسم لیبرال، رسانه ها میراث جامعه را که جنسیتی شده است،‌منتقل می کنند تا انسجام، یکپارچگی و نظم را حفظ کنند. فمینیسم سوسیالیستی معتقد است که رسانه ها شاکله های سرمایه داری را به عنوان جذاب ترین نظام موجود ترسیم می کنند . فمینیسم رادیکال،‌ رسانه های پدرسالار را در خدمت نیازهای جامعه پدرسالار و مردسالار می داند، زیرا تجارت زنان را سرکوب و تحریف می کند(چگینی،۱۳۸۹).
 پست فمینیسم و موج سوم
پست فمینیسم مدعی است که صرفاً‌ یک رویکرد درباره فمینیسم که بتواند همه زنان را در میان نژادها و طبقات متفاوت نمایندگی کند، وجود ندارد. در مغایرت آشکار با اهداف برابری جنسیتی موج دوم فمینیسم، پست فمینیسمت ها می گویند که برابری جنسیتی کم و بیش تحقق یافته است و زنان مدت هاست که قربانی نظم پدرسالاری نیستند. ناتاشا والتر می‌نویسد : همه جا زنانی را می بینم که آزادتر و قدرتمندتر از گذشته هستند(توسلی،۱۳۸۵).
۲-۱۵-۲۴-نظریه اقتصاد سیاسی، صنعت فرهنگ و مطالعات پسااستعماری
۲-۱۵-۲۴-۱-نظریه اقتصاد سیاسی رسانه