سایت مقالات فارسی – بررسی نقش رسانه در آموزش پیشگیری از ایدز از دیدگاه کارشناسان علوم …

  • مخاطبان به طور مستقیم و بدون میانجی ساختار اجتماعی یا گروهی با رسانه‌ها در ارتباط هستند.
  • مخاطبان به صورت مجموعه همسان و یکپارچه و از نظر وزن و ارزش،‌ «برابر» فرض می‌شوند {ویژگی‌های متمایز فردی و اجتماعی آن‌ها نادیده گرفته می‌شود}.
  • رسانه‌ها قدرت تأثیرگذاری بالایی دارند(وادی پور،۱۳۸۸).
  • ۲) نظریه استحکام یا تأثیر محدود
    نظریه استحکام، تأثیر پیام‌های ارتباطی برنگرش و رفتار مخاطب را محدود و عمدتاً در جهت تقویت و استحکام عقاید و باورهای قبلی می‌داند.
    این نظریه برخلاف نظریه ترزیقی،‌ جریان ارتباط را دو مرحله‌ای می‌داند که طی آن پیام‌های ارتباطی از رسانه‌ها به واسطه‌هایی به نام «رهبران افکار» می‌رسد و از آن‌جا به میان مردم (پیروان) منتقل می‌شود.(ساعی،۱۳۸۷)
    ۳) نظریه یادگیری اجتماعی و جامعه پذیری
    تأثیر رسانه‌های جمعی در زندگی روزانه شهروندان، محدود به تقویت یا تغییر نگرش‌ها و رفتارها نیست،‌ بلکه می تواند منجر به کسب ارزش‌ها و نگرش‌ها و الگوهای رفتاری شود که از آن به آثار اجتماعی رسانه‌ها تعبیر می‌کنند. یکی از نظریه‌های مربوط به آثار اجتماعی رسانه‌ها، نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا[۳۴] (۱۹۸۶) است که به طور ویژه با ارتباط جمعی در ارتباط است.
    براساس این نظریه،‌ انسان‌ها بیشتر آن‌چه‌را که برای راهنمایی و عمل در زندگی نیاز دارند‌، صرفاً از تجربه و مشاهده مستقیم یاد نمی‌گیرند، بلکه عمده آن‌‌ها به طور غیر مستقیم و به ویژه از طریق رسانه‌های جمعی آموخته می‌شود. ادعای اصلی باندورا این است که بیشتر رفتارهای آدمی به صورت مشاهده رفتاردیگران و از طریق الگو‌برداری یادگرفته می‌شود(جانباز،۱۳۸۷).
    نظریه یادگیری اجتماعی به طور گسترده‌ای برای مطالعه تأثیر رسانه‌ها بر خشونت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    چهار فرایند اصلی یادگیری اجتماعی در الگوی باندورا عبارتند از : توجه،‌ حفظ و یادآوری، تولید {عملی} و انگیزش. نقطه شروع یادگیری یک رویداد،‌ مشاهده مستقیم یا غیر مستقیم است.
    خلاصه این که،‌ رسانه‌های جمعی به خصوص رسانه‌های تصویری،‌ منبع اصلی یادگیری اجتماعی هستند.
    ۴) نظریه برجسته سازی
    به این معنا که رسانه‌ها با برجسته ساختن بعضی از موضوع‌ها و رویدادها،‌ برآگاهی و اطلاعات مردم تأثیر می‌گذارند.
    گرچه نمی‌توانند تعیین کنند که مردم «چگونه» بیندیشند،‌ اما می‌توانند تعیین کنند که «درباره چه» بیندیشند.
    منظور از برجسته سازی رسانه‌ها این است که رسانه‌ها، به ویژه در اخبار و گزارش‌های خبری و برنامه‌های مستند،‌ این قدرت را دارند که توجه عموم را به مجموعه‌ای از مسائل و موضوعات معین و محدود معطوف سازند و از مسائل و موضوعات دیگر چشم‌پوشی کنند. فرایند برجسته‌سازی از سه اولویت رسانه، اولویت عموم و اولویت سیاسی و رابطه بین این سه شکل می‌گیرد(خجسته،۱۳۸۸).
    ۵) نظریه مارپیچ سکوت
    عامل دیگری که وارد عمل می‌شود، «مارپیچ سکوت» است. به این معنا که در خصوص یک موضوع مناقشه‌انگیز، افراد درباره توزیع افکار عمومی حدس‌هایی می‌زنند. آن‌ها سعی می‌کنند دریابند که آیا در اکثریت قرار دارند یا در اقلیت؛ و سپس می‌کوشند تعیین کنند که آیا تغییر افکار عمومی در جهت موافقت با آن‌هاست یا خیر. به باورنئومان،‌ اگر آن‌ها احساس کنند در اقلیت قرار دارند یا تغییر افکار عمومی در جهت فاصله گرفتن از آن‌هاست،‌ ترجیح می‌دهند سکوت اختیار کنند. هر چقدر اقلیت بیشتر سکوت کنند،‌ مردم احساس می‌کنند که دیدگاه خاص و متفاوت ارائه نشده است و لذا مارپیچ سکوت تشدید می شود(سبحانی،۱۳۸۷).
    ویندال[۳۵]، سیگنایزر[۳۶] و اولسون[۳۷](۱۹۹۱) معتقدند که نظریه مارپیچ سکوت بر فرضیات زیر استوار است:

    1. اگر مردم احساس کنند دارای عقاید مشترک با دیگران هستند، درباره آن‌ها با یکدیگر صحبت می‌کنند؛ اما اگر احساس کنند فقط خودشان صاحب عقیده خاصی هستند،‌ آن عقیده را آشکارا ابراز نمی‌کنند.
    2. افراد ممکن است از رسانه‌های جمعی به عنوان منبع توزیع عقاید استفاده کنند. اگر عقیده خاص آن‌‌ها در رسانه مطرح نشده باشد، آن‌ها نتیجه می‌گیرند که آن عقیده مورد پذیرش عمومی نیست.
    3. همه رسانه‌ها به شیوه‌ای تقریباً انحصاری، عقاید مشابهی را بیان می‌کنند (هم صدایی) و موجب می‌شوند که مردم،‌ اغلب از جّو فکری جامعه تصویر نادرستی داشته باشند.
    4. بسیاری از افراد که عقیده خاصی دارند،‌ از ترس انزوا از آن دفاع نمی‌کنند. لذا هر چه بیشتر،‌ افراد ساکت بمانند،‌ دیگران احساس می‌کنند که عقیده مخالف وجود ندارد و بنابراین مارپیچ سکوت در جامعه شکل می‌گیرد(مهدوی،۱۳۸۷).

    ۶) نظریه کاشت
    نظریه کاشت برآثار تدریجی و دراز مدت رسانه‌ها به ویژه تلویزون بر شکل‌گیری تصویر ذهنی مخاطبان از دنیای اطراف و مفهوم سازی آنان از واقعیت اجتمغاعی تأکید می‌کند. جرج گربنر واضع نظریه کاشت، در دهه ۱۹۶۰ تحقیقاتی را با عنوان «شاخص‌های فرهنگی» شروع کرد تا تأثیر تماشای تلویزیون بر باورها و دیدگاه‌های بینندگان درباره جهان واقعی را بررسی کند(حیاتی،۱۳۸۷).
    ۷) نظریه شکاف آگاهی
    به موازات افزایش انتشار اطلاعات در جامعه توسط رسانه‌های جمعی،‌ آن بخش‌هایی از جامعه که دارای پایگاه اقتصادی اجتماعی

    برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

    بالاتر هستند،‌ در مقایسه با بخش‌های دارای پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین‌تر،‌ تمایل بیشتر ی به دریافت اطلاعات در کوتاه‌ترین زمان دارند. لذا،‌ شکاف آگاهی بین این دو بخش،‌ به جای کاهش،‌ افزایش می‌یابد»
    مفهوم پایگاه اقتصادی اجتماعی که کاربرد گسترده‌ای در جامعه شناسی دارد،‌ اشاره‌ای است به طبقه اجتماعی افراد. سه شاخص مرتبط باهم در تعریف عملی «طبقه اجتماعی» وجود دارد: آموزش (سطح تحصیلات)، درآمد وشغل).
    تیکنور[۳۸]،‌ دونوهو[۳۹] و اولین[۴۰] (۱۹۷۵) در مطالعات و پژوهش های بعدی، برخی از شرایطی را که تحت تأثیر آن‌ها شکاف آگاهی ممکن است کاهش یابد یا از میان برود، بررسی کردند(حسنی،۱۳۸۷).

    1. هنگامی که در موضوعی محلی تعارض وجود داشته باشد،‌ احتمال دارد شکاف آگاهی کاهش یابد.
    2. احتمال گسترش شکاف آگاهی در اجتماعات متکثر که در آن‌ها منابع اطلاعات متعدد است،‌ بیشتر است تا در اجتماعات همگون که در آن‌ها مجاری ارتباطی غیر رسمی ولی رایج وجود دارد.
    3. هنگامی‌که موضوعی اثر محلی فوری و قوی دارد، احتمال دارد شکاف آگاهی کاهش یابد(همان منبع).