بررسی رابطه بین سرمایه فکری و ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک در بورس …

در فصل بعد به بررسی ادبیات موضوع تحقیق خواهیم پرداخت و در پایان به ذکر پیشینه داخلی ئ خارجی موضوع می پردازیم .
فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق
۲-۱- مقدمه
امروزه دانش منبع کلیدی استفاده و مزیت رقابتی شده است. همزمان با توسعه ارزش بازار سازمان های دانش محور، در دهه ۱۹۹۰ علاقه مندی وسیعی نسبت به مقوله سرمایه فکری[۱۲] پدید آمد. اولین بار رتبه های مفهوم سرمایه فکری در سال ۱۹۶۹ توسط اقتصاد دانی به نام جان کنت گالبرت بیان گردید، دانش به عنوان یک دارایی در مقایسه با انواع داراییها، دارای این طبیعت منحصر به فرد است که هر چه بیشتر استفاده شود، به ارزش آن افزوده می شود . اجرای یک استراتژی های مؤثر مدیریت دانش و تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور، به عنوان یک شرط الزامی برای موفقیت سازمان هاست.
تعاریف مختلفی از سرمایه فکری در منابع مختلف ارائه شده است آنچه که تمامی نویسندگان در مورد آن اتفاق نظر دارند این است که سرمایه فکری صورتی از دانش است که مزیت رقابتی ایجاد می کند و ارزش ناملموس یک سازمان را نمایش می دهد.اما هنوز بر سر یک تعریف خاص توافق ندارند ولی به هر حال ترکیب روشنی بین وجه نظری و کاربرد عملی سرمایه فکری وجود ندارد. اغلب صاحبنظران سرمایه فکری را به سه دسته سرمایه مشتری، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری تقسیم می کنند. اگر مفاهیمی را که توسط محققان مختلف مورد استفاده قرار گرفته مورد بررسی قرار گیرد، گروهی از مفاهیم مشابه از میان واژه ها و ساختارها از قبیل نامشهودها، دانش و ایجاد ارزش هویدا می شود. از این رو در راستای تصور اولیه، سرمایه فکری ممکن است به عنوان مجموعه تمام دانش تعریف شود (استوارت ،۱۹۹۷، ۲۵)[۱۳]. که به وسیله کارکنان و شرکت در اختیار قرار گرفته شده است و یک مزیت رقابتی را ایجاد می کند و یا به تعبیری سرمایه فکری را از مدار فکری از قبیل دانش، اطلاعات، اموال و تجزیه فکری تعریف کرده اند(بنیتس،۲۰۰۰، ۱۰۱)[۱۴] ، که شرکت ها به وسیله آنها می توانند مزیتی در جهت ایجاد ثروت داشته باشند.
از این گذشته می توان با سرمایه فکری به عنوان ترکیبی از دارایی های نامشهود یا دارایی های بی اهمیت که در ترازنامه افشا نمی شوند رو به رو شد و اگر این سرمایه فکری خوب مدیریت شود قادر است برای شرکت ها مزیت رقابتی و در نتیجه ایجاد ارزش به وجود آورد.
در سال ۱۹۹۷ ادوینسون و مالون سرمایه فکری را به دانشی که می توان به ارزشی تبدیل شود تعریف کرده اند. بروکینگ در سال ۱۹۹۶ سرمایه فکری ترکیبی از چهار بخش عمده دارایی های بازار، دارایی های انسانی محور، دارایی های فکری ، دارایی های زیر ساختی تعریف کرده است. بنتیس در سال ۲۰۰۰ سرمایه فکری را به صورت مفهومی که تمامی منابع ناملموس و ارتباط داخلی آن ها را طبقه بندی می کند تعریف نموده است . بنابراین مدیران نیاز دارند که بتوانند اثر تلاش های مدیریت دانش را بر عملکرد سازمان خود اندازه گیری کنند. به صورت تاریخی در علم حسابداری، دارایی های ناملموس در سرفصل تحت عنوان «سرقفلی»[۱۵] جای می گرفت و سرمایه فکری بخشی از این سرفصل به شمار می آمد لیکن روشی برای شناسایی واندازه گیری این موارد ناملموس در سازمان ها فراهم نمی آورد. در پاسخ، مدل های اندازه گیری جدید در سطح سازمانها، سعی در ترکیب نمودن جنبه های ارزش افزای مالی و غیرمالی سازمان برای گزارش دهی می نماید. هدف اصلی در فصل حاضر، بیان ادبیات موضوعی و مبانی نظری تحقیق می باشد. بدین منظور ابتدا تاریخچه و مبانی نظری و نظریه های مربوط به سرمایه فکری را مطرح نمود. و سپس به تعریف سرمایه فکری از دیدگاه های مختلف پرداخته و در بخش دوم مدل های طبقه بندی سرمایه فکری مطرح و در بخش سوم روش های اندازه گیری و سنجش سرمایه فکری بیان شده است و در نهایت در بخش پایانی به بررسی سوابق تحقیق اختصاص د اده شده است.
۲-۱-۱- نظریه های مربوط به سرمایه فکری
«دراکر» (۱۹۹۳) اندیشمند معروف مدیریت می گوید ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصاد اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر و … نیست. قرن ۲۱، قرن اقتصاد دانش است. که قبل از آن اقتصاد صنعتی حاکم بوده است. در این اقتصاد، استفاده از دانش به عنوان عامل تولید، نقش کمی داشته است در صورتی که در اقتصاد دانشی، دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود فیزیکی، ارجعیت بیشتری پیدا می کند. در این اقتصاد دارایی های فکری به خصوص سرمایه های انسانی جز مهمترین دارایی های سازمان محسوب می شود و موفقیت بالقوه سازمان ها ریشه در قابلیت های فکری آنها دارد تا دارایی های مشهود.
دارایی های نامشهود شرکتها عامل مهمی در حفظ و تحقیق مزیت رقابتی پایدار آنها می شوند در مقایسه با سایر دارایی های مشهود، محیط کسب و کار آنها را به طور شگفت انگیزی تغییر می دهد. در قرن ۲۱ برروی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک ، نرم افزارها، مارک ها، حق الاختراع، تحقیقات و نوآوری ها و www و … سرمایه گذاری می شود که همگی جز دارایی های نامشهود و سرمایه فکری دانش هستند تا جز دارایی های مشهود (سالیوان، ۲۰۰۰، ۹۱)[۱۶].
در پارادایم صنعتی قدیم شرکت ها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل می کردند ولی امروزه این اصول صدق نمی کند. و شرکت ها در اقتصاد دانش تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می کنند. که این اقتصاد منابع

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

و دارایی ها را به میزان فراوان در اختیار شرکت ها قرار می دهد که این نوع دارایی ها از نوع نامشهود است مثل فراوانی اطلاعات در اینترنت است ( همان منبع، ۹۲)۲ .
در اقتصاد دانش مهمترین دارایی ، نامشهود هستند که استفاده از آنها از ارزش آنها کم نمی کند و حتی به ا رزش آنها می افزاید . مثل دانش و سرمایه فکری و … هستند. در صورتی که دارایی هایی مثل زمین، ماشین آلات و سرمایه پولی و… هستند که استفاده از آنها از ارزش آنها می کاهد.
امروزه سازمان ها نیاز دارند تا بتوانند دارایی های خود را از نو طبقه بندی کنند و باید آنها اهداف استراتژیک آنها را حمایت کنند و سهم آن ها را از ارزش سازمان به صورت کمی در آورند تا بتوانند این دارایی ها را با دارایی های رقبای خود بررسی کنند.
در عصر حاضر این دارایی های نامشهود دارای ارزش هستند، چون وقتی شرکت ها (کسب و کارها) فروخته می شود و بخشی از ارزش آنها به صورت سرقفلی نامگذاری و برچسب می خورد.
که بر طبق تفکر «هوریب» سرقفلی، تفاوت بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری آن است (بنیتس،۲۰۰۰، ۱۰۱)[۱۷] .
در این زمینه شرکتها نه تنها نیاز دارند دارایی های نامشهود خود را شناسایی، اندازه گیری و مدیریت کنند بلکه باید همواره سعی کنند تا این دارایی های نامشهود را به طور مستمر ارتقاء و بهبود بخشند. سازمان هایی که نتوانند دارایی های دانشی خود را به طور مستمر ارتقا دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فنای خود، مبادله خواهند کرد( همان منبع، ۱۰۲)[۱۸].
۲-۲-۲- تعاریف مختلف سرمایه فکری
در رابطه با سرمایه فکری تعاریف مختلفی ارائه شده است که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد:
۱- بنتیس (۱۹۹۶) و (۱۹۹۹) که سرمایه فکری به عنوان منبع جدیدی برای سازمان، جهت رقابت و موفقیت در بازار به شمار می آید. در تعریفی دیگر وی معتقد است که سرمایه فکری تلاش برای استفاده مؤثر از دانش در مقابل اطلاعات می باشد ( همان منبع، ۱۰۲)[۱۹].
۲- روس و روس (۱۹۹۷) که سرمایه فکری مجموع دارایی های پنهان شرکت مانند نمادهای تجاری، حق اختراع و … می باشد که در برگیرنده کلیه دارایی هایی است که در صورت های مالی منعکس نمی گردد. سرمایه فکری به عنوان مهمترین منبع ایجاد مزیت رقابتی شرکت به حساب می آید (روس و همکارانش، ۱۹۹۷، ۴۲۶-۴۱۳)[۲۰].
۳- استیوارت در سال ۱۹۹۷ سرمایه فکری را بدین گونه تعریف کرده است که شامل دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه می باشد که به عنوان ذهن برتر با دانش کلیدی تلقی می گردد.
۴- ادوینسون و مالون نیز در سال ۱۹۹۷سرمایه فکری به تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت اشاره دارد تعریف کرده اند.
۵- سویبی در سال ۱۹۹۸ سرمایه فکری را دانشی تعریف کرده است که در راستای ارزش آفرینی استفاده می گردد. طبق این تعریف سرمایه فکری به عنوان دانش ، مهارت و توانایی هایی است که می تواند به ثروت و ارزش هایی تبدیل شود که نتیجه آن ارزش آفرینی است.
۶- اندریسن واستم در سال ۲۰۰۴ سرمایه فکری را منابع نامشهود در اختیار یک شرکت بوده تعریف کرده اندکه مزیت متناسبی به شرکت ارائه داده وترکیب آنها، منافع آتی به دنبال دارد.
۲-۲- ۳- مدل های طبقه بندی سرمایه فکری
در زمینه طبقه بندی اجزاء سرمایه فکری تاکنون مدل های زیادی ارائه شده است که هر یک از این طبقه بندی ها از جهاتی به تبیین اجزای سرمایه فکری پرداخته است که در ادامه این طبقه بندی ها را با نام محققان آنها ذکر می کنیم ولی باید توجه داشت که همانند، سرمایه فکری ، هنوز یک تعریف طبقه بندی جهانشمولی دربارۀ اجزا سرمایه فکری وجود ندارد لذا از جهات زیادی شباهت هایی بین تعاریف مختلف مشاهده می شود و تمامی این طبقه بندی ها و تعاریف بر این اصل استوار است که سرمایه فکری، مجموع داراییهای ناملموس سازمان اعم از دانش بخشی از سرمایه انسانی[۲۱]،سرمایه ساختاری[۲۲]، سرمایه ارتباطی، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی[۲۳] است برخی از طبقه بندی های ارائه شده به شرح زیر است :
جدول ۱-۲ : برخی طبقه بندی های ارائه شده سرمایه فکری

طراحی شده توسط چهارچوب مدل طبقه بندی
ماچلوپ(۱۹۶۲) کار ویژه تولید دانش سرمایه گذاری در سرمایه دانشی – هزینه های تولید رشد اقتصادی