بررسی تاثیر تغییرات شاخص بازار سهام و نرخها ی ارز و سود …

بنا به گزارش سازمان مدیریت و برنامه ریزی عوامل هشت گانه تاثیر گذار بر بورس تهران عبارتند از:
۱- پدیده پولشویی
۲- رشد نقدینگی و رکود سایر بازارها
۳- جریان سرمایه کشورهای آشوب زده همجوار ایران
۴- معاملات چرخشی و شرکت های ضربدری
۵- مصرف تسهیلات برای خرید سهام و ورود شرکتهای تولیدی به عرصه سرمایه گذاری در سهام
۶- سودهای غیر عملیاتی ناشی از معاملات سهام
۷- حضور نهادهای مالی قدرتمند دولتی در بورس
دبیر بورس نیز انتقال منابع به بازار دست اول را بعنوان مشکل اساسی بازار مطرح می نمایند که تاثیری بر نارسایی و ضعف رشد کیفی بازار ثانویه است[۱۵۹].
یکی دیگر از چالشها بحث شفافیت اطلاعاتی است.باید شفافیت به حدی رسانده شود که برای همگان و کسانی که در هر سطحی سرمایه به بازار وارد کرده اند، اطلاعات یکسان فراهم شود.
عدم استفاده از ابزارهای متنوع مالی در بورس یکی دیگر از مشکلات این بازار است.اگرچه در اکثر بورسهای دنیا اوراق بهادار متنوعی برای سرمایه گذاران عرضه می گردد، لیکن در شرایط کنونی در بورس اوراق بهادار تهران سهام عادی، حق تقدم خرید سهام عادی و اوراق مشارکت مبادله می گردد. عدم وجود تنوع در اوراق بهادار تنها محدودیت و مشکل بازار سرمایه در ایران نمی باشد. عدم وجود کارائی در بازار بورس اوراق بهادار تهران نیز مشکلی است که مانع عملکرد مطلوب و مورد نظر در بازار بورس می گردد. اگر چه کارائی خود را در سطوح مختلف از قبیل کارائی در شکل نیمه ضعیف، نیمه قوی و قوی بررسی می گردد، ولی با توجه به شرایط بورس اوراق بهادار تهران جدای از کارائی در سطح قوی که در بورسهای پیشرفته نیز وجود ندارد، کارائی در سطح نیمه قوی و ضعیف نیز مشاهده نمی شود.
یکی از عمده ترین پیامدهای عدم کارائی بازار، عدم بهره برداری بهینه و مطلوب از منابع مورد نظر می باشد. با توجه به وجود شرایط عدم کارائی در سطح ضعیف در بورس تهران، مهم ترین مشکل سرمایه گذاران در این بورس، انتخاب اوراق بهادار مناسب و یا ترکیب اوراق بهادار جهت خرید و نیز انتخاب شیوه های خرید و فروش سهام جهت کسب بیشترین بازدهی می باشد. تعداد بسیار پائینی از شرکت های ثبت شده در ایران، در بورس فعالیت می نمایند که از سویی باید با حذف شرکتهای زیانده بر تعداد شرکت های فعال سود ده در این بازار افزود و از سوی دیگر در قیمت گذاری شرکت های پذیرفته شده جدید نباید بازار با قیمت های غیر عادلانه و تنش مواجه گردیده و همواره باید رغبت را برای خرید سهام این شرکت ها فراهم کرد[۱۶۰].
مشکلات ناشی از مسائل سیاسی، توسعه نیافتن فرهنگ سهامداری، بخشنامه ها و مقررات متعدد متناقض، نگرانی سرمایه گذاران ناشی از جو روانی، حمایت نکردن کارگزاران، پایین بودن نسبت فعالیت در بورس، پایین بودن ارزش جاری بازار سهام و نسبت نقدینگی، ناهماهنگی بازار اولیه و ثانویه و مشکلات مربوط به عرضه سهام از دیگر چالشهای بازار سرمایه کشور است.
تحت تاثیر بودن بورس از شایعات و آثار روانی، شرایط سیاسی کشور، تصمیمات مجلس و سیاست های پولی و مالی به عنوان عوامل تاثیر گذار در افزایش شاخص می باشد که برای جلوگیری از این امر نگاه بر بازار سرمایه باید صرفا اقتصادی باشد. و با ارایه اطلاعات به صورت شفاف به سهامداران حقیقی از آثار آنها بر این بازار کاست. (موسوی، حدیث ۱۳۹۳)
۲-۱۴) عوامل موثر بر قیمت سهام:
عوامل زیادی بر قیمت سهام تاثیر دارند که هر یک از این عوامل به نوعی باعث تغییراتی در قیمت سهام می شود.در حالت کلی می توان گفت که قیمت سهام تحت تاثیر دو گروه عوامل درونی و بیرونی تغییر می کند:
نمودار۲-۳ : عوامل موثر بر قیمت سهام(At www.boursepardaz.com ,http://training.irvex.ir)
عوامل بیرونی:
آن دسته از رویدادها، وقایع و تصمیماتی هستند که خارج از شرکت رخ داده و از کنترل مدیریت خارج اند. این عوامل به دسته های عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی و نظامی تقسیم می شوند.
الف) عوامل اقتصادی: اگر انتظار رود که کشور برای مدت طولانی دارای رشد مناسبی باشد، طبعا قیمت سهام تحت تاثیر قرار گرفته و افزایش خواهد یافت، بالعکس در زمانی که انتظار رود رکود بر اقتصاد کشور حاکم شود، بازار سهام نیز دچار رکود خواهد گردید و سرمایه گذاران بیشتر تمایل به سرمایه گذاری در اوراق بهادار با در آمد ثابت خواهند داشت و سرمایه گذاری در سهام عادی کاهش خواهد یافت.
ب) عوامل سیاسی و نظامی: یکی از ویژگی های بورس اوراق بهادار، تاثیر فوری مسائل سیاسی روی معاملات بورس است و مسائلی مثل جنگ و صلح از جمله عوامل موثر بر قیمت سهام هستند. در شرایط جنگ و عدم امنیت، مردم همواره به دنبال حفظ جان و مال خود هستند و به همین دلیل پس انداز های خود را نقد، طلا و… نگهداری کرده و به دنبال سرمایه گذاری نیستند ولی در زمان صلح به دنبال سرمایه گذاری و افزودن سرمایه های خود هستند.
عوامل درونی:
منظور از عوامل درونی، عواملی هستند که در داخل شرکت بر قیمت سهام تاثیر می گذارند و یا تصمیماتی که در داخل شرکت گرفته می شود بر قیمت سهام تاثیر می گذارند می باشند.
۲-۱۵) کارکرد بازارهای مالی
کار کرد بازارهای مالی عبارتند از:

  1. انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی

انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی، نقش اساسی بخش مالی اقتصاد است.
واحدهای اقتصادی، به طور کلی شامل واحدهای دارای مازاد و عرضه کننده وجوه جهت پس انداز ( خانوارها، بنگاههای اقتصادی، بخش عمومی و دولتی) و

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

واحدهای فاقد منابع و متقاضی تسهیلات جهت مصرف و سرمایه گذاری هستند. نقش بازارهای مالی این است که این دو گروه را به یکدیگر نزدیک کند. و راهکاری فراهم سازد که وجوه از واحدهای دارای مازاد پس انداز به واحدهای مواجه با کمبود منابع یا کسری پس انداز انتقال یابد.
سازو کار کارگرد مناسب این بازارها موجبات استفاده بهینه از منابع کمیاب پولی و مالی را فراهم می آورد و زمینه رشد و پیشرفت مطلوب اقتصادی را ممکن می سازد. در این بازارها به دلیل امکان دسترسی همگان به منابع کمیاب پولی و مالی – تحت شرایط مشابه که از وجود رقابت سالم و کامل و اطلاعات فراوان نشات می کیرد- این اجازه به سرمایه گذار داده می شود که از منابع پس اندازی جامعه استفاده کند و از منابع آن بهره مند شود[۱۶۱]. بدیهی است که تاثیر این نقل و انتقال وجوه، فراهم آوردن بسترهای لازم جهت پس انداز و زمینه سازی برای ایجاد سرمایه گذاری مولد است و در صورت فقدان یا ضعف بازارهای مالی، امکان پس انداز و سرمایه گذاری های مولد در سطح وسیع وجود نخواهد داشت.

  1. وساطت در انطباق سررسیدها

دارندگان وجوه عمدتاً به دلایل متعددی حاضر نیستند در سپرده های بلند مدت سرمایه گذاری کنند، در حالی که متقاضیان وجوه، به تسهیلات بلند مدت نیاز دارند. بانک ها با اخذ وجوه از طریق سپرده پذیری یا راه های دیگر و پرداخت آن به متقاضیان تسهیلات بلند مدت، دارایی های کوتاه مدت را به دارایی های بلند مدت تبدیل می کنند.
در واقع، بازارهای مالی این امکان را را پدید می آورند که افرادی به صورت کوتاه مدت، مازاد منابع خود را در اختیار نظام بانکی قرار دهند و عده ای بلند مدت تسهیلات بگیرند یا بر عکس، منابع افرادی که بلند مدت سرمایه گذاری کرده اند، به دفعات متقاضیانی توزیع شود که کوتاه مدت به وجوه نیازمندند.

  1. تعیین قیمت وجوه و سرمایه

روابط متقابل خریدارو فروشنده در بازار مالی، قیمت دارایی مبادله شده را تعیین می کند. به عبارت دیگر، این روابط بازده مورد انتظار دارایی مالی را تعیین می کند. انگیزه بنگاه برای بدست آوردن وجوه، به بازده مورد انتظار سرمایه گذار بستگی دارد. این ویژگی بازار مالی نشان می دهد که وجوه چگونه میان دارایی های مالی مختلف تقسیم شود. این را « فر آیند قیمت یابی »[۱۶۲] می نامند[۱۶۳].[۱۶۴]
قیمت وجوه و سرمایه در بازارهای مالی تعیین می شود. از این رو، بازارهای مالی با تعیین قیمت سرمایه و وجوه، بنگاه ها را در تصمیم گیری های سرمایه گذاری و برنامه ریزی های مالی کمک می کنند، به طوری که قیمت بازاری سرمایه توسط بنگاه می تواند با بازده انتظاری ناشی از آن مقایسه گردد و بدین ترتیب، بنگاه ها سرمایه خود را به سرمایه گذاری هایی که بازده آنها بالاتر یا مساوی هزینه سرمایه آنهاست اختصاص دهند. همچنین با استفاده از هزینه سرمایه که در بازار مالی تعیین می شود، امکان مقایسه و ترجیح سرمایه گذاری های کوتاه مدت و بلند مدت فراهم می شود. فر آیند کشف قیمت در بازارهای مالی، زمانی به درستی و شکل عادلانه انجام می گیرد که شرایط رقابتی بر بازار حاکم باشد. در این شرایط، عرضه و تقاضای وجوه و سرمایه، قیمت را تعیین می کند و قیمت تعیین شده توسط بازار، بهترین راهنما برای عرضه کنندگان وجوه ( پس انداز کنندگان و سرمایه گذاران) و تقاضا کنندگان وجوه ( سپرده پذیران) خواهد بود. بدین ترتیب، تصمیم گیری برای هر دو گروه آسان خواهد شد و منابع سرمایه ای به بهترین نحو ممکن تخصیص خواهد یافت.