مقاله دانشگاهی – ارتباط بین سبک های هویت و سلامت اجتماعی با نقش واسطه ای گرایش به …

سبک‌های هویت می‌توانند از جمله عواملی باشند که با سلامت اجتماعی افراد ارتباط قوی داشته باشد هنگامی که فرد به یک هویت منسجم و محکم دست مییابد به ارزشها، هنجارهای اخلاقی و اجتماعی پایبند میشود. این از سویی سلامت روانی فرد تامین میشود و از سوی دیگر سلامت اجتماعی وی قابل تضمین و پیشبینی خواهد شد چنانجه از پژوهشها تحقیقات به عمل آمده در این زمینه برمیآید افرادی با سبک هویت هنجاری و اطلاعاتی به دلیل دارا بودن استقلال و عزت نفس بالا و همچنین منبع کنترل درونی، از روابط اجتماعی قوی برخوردار هستندو این فرد از سلامت روانی و متعاقبا سلامت جسمی و هم چنین سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار است.
به عنوان مثال از جمله این پژوهشها می‌شود (حجازی و همکاران، ۱۳۸۸)( برزونسکی،۱۹۹۸،۱۹۹۲؛ برزونسکی و فراری،۱۹۹۶؛ به نقل از حجازی، فرتاش، ۱۳۸۲) افرادی که از ساختار هویتی محکمی برخوردارند از مشارکت اجتماعی و در کل از سلامت اجتماعی بیشتری برخوردارند.به دلیل آن که پذیرش و تحمل بالای این افراد نسبت به افراد و موقعیت‌های جدید و مبهم، میل به بررسی اطلاعات مثبت و منفی و اتخاذ دیدگاههای غیر دو بعدی و غیر جزمی ثابت باعث افزایش مشارکت و در نتیجه سلامت اجتماعی آنان می‌شود.
و یا مطابق یافتههای پژوهش (فارسی‌نژاد، ۱۳۸۶) افراد صاحب سبک مغشوش/ اجتنابی تا جایی که از یک میزانی از یک تعهد برخوردارند مشارکت، انطباق اجتماعی و در کل سلامت اجتماعی بیشتری خواهند داشت و به محض این که این تعهد ضعیف می‌شود مشارکت و انطباق اجتماعی پایین‌تری خواهد داشت به دلیل آن که، احساس مسئولیت اجتماعی در آنها پایین میآید و این که رفتار این افراد بر اساس انتظارات فوری، عوامل موقعیتی و لذت‌طلبی تعیین می‌شود و درکشان از هویت مبتنی بر عناصر خود بوده است.
افراد هنجاری، به واسطهی نیاز به تایید دیگران از انطباق اجتماعی بیشتری برخوردارند اما در افرادی که هنوز به هویتی منسجم و پایدار نرسیدند و به اصطلاح دارای سبک هویت سردرگم/ اجتنابی هستند علائمی از افسردگی، تشویش و نگرانی، اهداف نامشخص، روابط ضعیف اجتماعی با منبع کنترل بیرونی را از خود نشان میدهند اینگونه افراد سلامت اجتماعی پایینتری دارند از طرفی خود شکلگیری هویت تحت تاثیر عوامل زیادی قرار میگیرد از جمله این عوامل جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، محیطی که فرد در آن رشد کرده و از طرفی دیگر ویژگیهای شخصیتی و رشد شناختی فرد نیز تاثیر گذارند محققان بسیاری در زمینههای روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی، روانشناسی شخصیت…….بعد از نظریه اریکسون که در سال ۱۹۶۸ مطرح شد به موضوع هویت مسیر و فرایند طی شدن آن و همچنین، عوامل تاثیرگذار بر آن که باعث میشوند فرد به یک هویت موفق و بهنجار برسد و یا برعکس او را از رسیدن به چنین هویتی باز دارد کار شده است و در پی آن راهکردهایی نیز ارائه دادهاند که فرد را در رسیدن به هویتیافتگی یاری میدهند از جمله این راهها توجه به رشد شناختی و چندبعدی بودن مقوله تفکر بویژه عنایت به تفکر انتقادی است فرد در اوائل نوجوانی و جوانی به طور طبیعی در تلاش برای رسیدن به یک هویت و یه اصطلاح تعریفی از خود دست میزند انتخابهایی که به تعریف هویتش کمک میکند را گزینش میکند در عصر حاضر با فرایندسریع تکنولوژی و صنعتی شدن، حجم بالای اطلاعات، وجود اینترنت و دیگر رسانهها، گزینش و تشخیص یک انتخاب مناسب دشوار به نظر میرسد در این بین وجود احساسات و شور جوانی و دخالت دادن و یا اشتباه در محاسبات فکری، تشخیص درست یا غلط بودن چنین انتخابهایی به مشکل برمیخورد داشتن تفکر انتقادی و استفاده از مهارتهای آن میتواند به تشخیص نقاط قوت و ضعف یک انتخاب، جلوگیری از پیشداوری و قضاوت و یا به تعلیق انداختن آن و ارائه راهحلهای حل مسئله به فرد فرصت انتخاب درست و گزینش بهترینایی که مورد قبول اجتماع و سلامت شخصیت و زندگی روزمره وی، کمک شایان کند و کیفیت زندگی و رضایتمندی را برایش افزایش دهد در این صورت به افزایش سلامت اجتماعیاش هم کمک میکند. پژوهشهایی نیز در این راستا صورت گرفته است از جمله (حجازی و برجعلی، ۱۳۸۸) نتایج یافته های آنان به طور خلاصه چنین حاصل شد؛ که مولفه‌های تفکر انتقادی(جستجوگری حقایق، نظامندی، و تحلیلگری) برسبک‌های هویت اطلاعاتی تاثیری مستقیم و معنادار دارد. از دیگر نتایج این پژوهش تاثیر مستقیم و معنادار تفکر انتقادی (نظامندی و تحلیلگری) بر سبک هویت هنجاری است دلیل این که، کاوشگری در افراد هنجاری بسیار پایین بوده است چون آنان کمتر در پی بازبینی اطلاعات هستند. مولفه‌های تفکر انتقادی بر سبک هویت مغشوش/ اجتنابی اثر مستقیم و معکوس دارند. علت این امر شاید آن باشد که افراد با هویت مغشوش/ اجتنابی در تصمیم‌گیری بیشتر به مقضیات و پیامدهای محیطی تاکید داشته و از راهبردهای نامطلوب استفاده می‌کنند.
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱٫ مقدمه
با توجه به آن که پژوهش حاضر جهت شناخت نوع ارتباط بین متغیرها انجام گرفته است پژوهش از نوع همبستگی (غیرآزمایشی) است. و به اقتضای آن از سه پرسشنامهی استاندارد شده استفاده شد. چون دادهای حاصل از طیف لیکرت به دست امدند جهت پایایی آنها از تتای ترتیبی استفاده شد که به تازگی این روش جایگزینی مناسب برای آلفای کرونباخ معرفی شده است. جهت پاسخدهی به سه فرضیه پژوهش، از روش آماری رگرسیون سلسه مراتبی و نرمافراز (spss) به کار برده شد. جامعه و نمونه پژوهش و توضیحات بیشتر مربوط به روش پژو

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

هش حاضر مفصلتر در ادامه شرح داده خواهد شد.
۳-۲- جامعهی آماری
این پژوهش در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ انجام شده است جامعهی آماری در این پژوهش دانشجویان دانشگاه خوازمی واحد کرج است متشکل از ۱۰دانشکده است و بر اساس آخریت اطلاعات در حدود ۸۰۰۰ نفرگزارش شده است.
دانشجویان دانشگاه خوارزمی=M
۳-۳- نمونهی آماری و روش نمونهگیری
تحلیل روابط بین متغیرها به تعداد ۵ الی ۲۰ برابر تعداد پرسشهای، پرسشنامه آزمودنی مورد نیاز است بر این اساس و با توجه به امکانات پژوهشگر حدود ۳۵۰ نفرازدانشجویان مورد نیاز است(هومن، ۱۳۷۹). که همین تعداد در نظر گرفته شد که ۱۵ مورد آن تکمیل نشده بود و ریزش محسوب شد.
۳۵۰=N
۳-۴- نوع و روش پژوهش
از آنجا که هدف پژوهش شناخت روابط بین سبکهای هویت و سلامت اجتماعی به واسطهی تفکر انتقادی است لذا غیر ازمایشی و از نوع همبستگی است که طی آن پژوهشگر بدون دستکاری متغییرها سعی دارد روابط متغییرها را مطالعه کند.
۳-۵- ابزارهای اندازه گیری
در این پژوهش به منظور اندازهگیری متغیرهای مورد نظر از ابزارهای زیر استفاده شده است:
۱) پرسشنامه سلامت اجتماعی کیینز.
۲) پرسشنامه سبکهای هویت(ISI-g6).
۳)  پرسشنامه تفکرانتقادی ریکتس[۱۰۰]( (CTDI.
۳-۵-۱-پرسشنامهی سلامت اجتماعی کیینز)۱۹۹۸)
کینز بر اساس مدل نظری خود از سلامت اجتماعی، پرسشنامه سلامت اجتماعی را تهیه کرد و با استفاده از تحلیل عوامل تاییدی مدل ۵ بعدی به کار رفته در پرسشنامه خود را از نظر تجربی مورد تایید قرار داد. این پنج بعد انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، انطباق اجتماعی و شکوفایی اجتماعی است این پنج بعد سلامت اجتماعی هر کدام دارای پنج گویهای است و در کل متغیر سلامت اجتماعی دارای ۲۵ گویه است که توسط طیف ۵ قسمتی لیکرت از کاملا”موافق تا کاملا”مخالف سنجیده شد. ابزار حاضر در بردارنده ۵ مولفه، انسجام اجتماعی (سوالات ۱- ۵ )، پذیرش اجتماعی( ۶- ۱۰)، مشارکت اجتماعی( ۱۱- ۱۵ )، انطباق اجتماعی ( ۱۶ – ۲۰ )، شکوفایی اجتماعی ( ۲۱ – ۲۵ ) است. که ۱۰ سوال آن (۴- ۱۲-۱۳-۱۴-۱۵-۱۶-۱۷-۱۸-۲۲-۲۳) به صورت معکوس نمرهگذاری میشود.آلفای کرونباخ برای ۲۵ گویه سلامت اجتماعی برابر۸۱/۰ محاسبه شده است.
در ایران، جوشن لو و همکاران(۱۳۸۵) درمطالعهای به نام بررسی ساختار عاملی مقیاس سلامت روانی و اعتبار پرسشنامه سلامت اجتماعی کیینز را با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی استاندارد نمود و آن را بهترین مورد برای پردازش است. فارسینژاد نیز در سال(۱۳۸۵) پرسشنامه مذکور را با استفاده از تحلیل عاملی هنجاریابی نمود. در فرم کوتاه شده آن باباپور و همکاران(۱۳۸۸) برای بررسی پایایی این ابزار از روش همسانی دورنی استفاده کردند گزارشات آنها چنین بود که آلفای به دست آمده برای کل مقیاس .۷۸/۰ و برای هریک از خرده مقیاسها که شامل: یکپارچگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و چسبندگی اجتماعی به ترتیب۷۱/۰، ۷۴/۰، ۷۴/۰، ۷۰/۰، ۷۷/۰ می‌باشد این ابزار از پایایی مطلوبی برخوردار است.
۳-۵-۲-پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس(۲۰۰۳)( (CTDI
پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی بر اساس تفکر انتقادی فاسیون (۱۹۹۰) ساخته شده است آزمودنی باید در یک مقیاس لیکرت ۵ درجهای (از شدیدا مخالف=۱ تا کاملا موافق=۵ )میزان موافقت یا مخالفت خود را در هریک از عبارات مشخص کند این ابزار یک ابزار استاندارد است و در تحقیقات مختلف، ارزیابی، پایایی و روایی آن مورد تایید قرار گرفته است.
ریکتس (۲۰۰۳) باتوجه به مشکلی که در مقیاس گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا وجود داشت. (طولانی بودن پرسشنامه) سعی کرد یک مقیاس کوتاه‌تر ولی تاثیرگذارتر و پایاتر تهیه کند پرسشنامه ۳۳ سوالی بر اساس مقیاس مذکور در این زمینه طراحی نمود. با عنایت به گزارش دلفی در زمینه پرسشنامه مذکور، با نظر ده تن از متخصصین در دانشگاه فلوریدا، سه مولفه خلاقیت، بلوغ شناختی (بالیدگی) و درگیری ذهنی (تعهد) به عنوان زیر مقیاسهای پرسشنامه شناسایی شدند. خلاقیت: تمایل در کنجکاویهای هوشمندانه و خلاقانه برای کشف واقعیتهای جدید. بالیدگی: تا چه اندازه بر پیجیدگیهای مسائل واقعی، واقفاند و با توجه به شناختی که از خود و دیگران دارند، تا چه میزان قادر به پذیرش دیدگاه دیگران هستند (انتقادپذیری). تعهد: آمادگی برای استدلال و پیشبینی موقعیتهایی که نیازمند استدلال بوده و اطمینانی که نسبت به توانایی خود در زمینه استدلال کردن دارند.
این پرسشنامه دارای ۳۳ عبارت است و سه زیر مقیاس ،خلاقیت[۱۰۱] (۱۱عبارت )، بالیدگی [۱۰۲](۹عبارت )، و تعهد[۱۰۳] (۱۳عبارت) است. که ۸ سوال (۲۱۲-۱۵-۱۹-۲۳-۳۰-۳۲-۳۳) آن به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. ضریب پایایی برای کل پرسشنامه ۸۶/۰ و برای هر یک از زیر مقیاسهای خلاقیت ۷۹/۰، بالیدگی۷۵/۰،و تعهد۸۹/۰ حاصل گردید.
در مطالعه پاکمهر و دهقانی(۱۳۸۹) ضریب آلفای کرونباخ ۷۶/۰ گزارش شده است و در پژوهش قنبری هاشمآبادی و همکاران( ۱۳۹۱) در مقیاسهای خلاقیت، بالیدگی و تعهد به ترتیب ۷۹/۰، ۷۱/۰، ۵۷/۰، به دست آمده است. همچنین در مطالعه پاکمهر وهمکاران(۱۳۹۲) با استفاده از آلفای کرونباخ و روش دونیم کردن به بررسی اعتبار مقیاس گرایش به تفکر انتقادی پرداختند هدف، سنجش میزان تعیین هماهنگی درونی سئوالات با توجه به میزان همبستگی بین دو نیمه سئوالات و از طریق آلفای ک
رونباخ، سنجش ثبات درونی آن است. نتیجه یافتهها چنین بود که پرسشنامه مذکور به طور کلی از ثبات درونی نسبتا مطلوبی برخوردار است ضرایب به ترتیب برای هریک از سه خرده مقیاس خلاقیت، بالیدگی و تعهد، ۶۴/۰، ۷۶/۰، ۸۹/۰ و برای کل پرسشنامه ۶۸/۰ گزارش شد.
ضرایب به دست آمده با نسخه اصلی تفاوتهایی داشت پاک مهر و همکاران علل این تفاوتها را ناشی از بافت فرهنگی، تفاوتهای فردی و نظام آموزشی بیان کردند البته مقدار ۶۸/۰ در قیاس با نسخه اصلی که ۸۶/۰ اعلام شده بود فاصلهی نسبتا زیادی است که دلایل آن ذکر شد به علاوه نوریس و انیس[۱۰۴] (به نقل پاکمهر و همکاران، ۱۳۸۹) ضرایب پایایی بالاتر از ۶۷/۰ ضرایب قابل قبولی هستند.
۳-۵-۳- مقیاس سبک های هویت(۱۹۹۸) (ISI-g6 )
این ابزار اولین بار توسط برزونسکی ( ۱۹۸۹) ساخته شد و پس ازآن در سال ۱۹۹۲ توسط وایت و همکارانش مورد تجدید نظر قرار گرفت. این ابزار شامل ۴۰ گویه است که ۱۱ گویه آن مربوط به سبک اطلاعاتی ،۱۰ گویه آن به سبک مغشوش – اجتنابی و ۹ گویه مربوط به سبک هنجاری و ۱۰ گویه آن به تعهد هویت تعلق دارد که چهار سوال آن (۹-۱۱-۱۴-۲۰) به صورت معکوس نمره گذاری میشود که در پژوهش حاض گویههای تعهد مورد تحلیل و استفاده قرار نمیگیرند چرا که برزونسکی آن را یک سبک نمیداند. سوالات روی یک مقیاس پنج درجه ای از کاملا ” موافق تا کاملا” مخالف نمره گذاری شده است.
برزونسکی (۱۹۹۷) در آخرین نسخهی تجدید نطر شده پرسشنامه، آلفای کرونباخ که بر روی یک نمونهی ۶۱۸ نفری انجام داده بود برای سبک هویت اطلاعاتی، سبک هویت هنجاری و سبک هویت سردرگم/اجتنابی و همجنین تعهد به ترتیب ۷۰/۰، ۶۴/۰، ۷۶/۰، ۷۱/۰ گزارش داد.
وایت[۱۰۵]و ومپلر[۱۰۶](۱۹۹۸) جهت بررسی ویژگیهای مقیاس تجدید نظر شده سبکهای هویت برزونسکی را روی نمونه ۳۶۱ نفری از دانشجویان انجام دادند ضرایب آلفابی کرونباخ برای سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری، و سردرگم/اجتنابی را به ترتیب ۵۹/۰، ۶۴/۰، ۷۸/۰ به دست اوردند. اما متوجه شدند برخی از نمونهها در پاسخگویی به این سوالات دچار مشکل داشتند. اعتبار سازه نشان داد که همه مقیاسها به طور مثبت با هم ارتباط دارند این نتیجه در حالی حاصل شد که انتطار میرفت سبک هنجاری با سبک اطلاعاتی همبستگی مثبت و سبک سردرگم با سبک اطلاعاتی همبستگی منفی نشان دهد.
وایت وهمکاران (۱۹۹۸) جهت رفع این نقص اقدام به بررسی اعتبار سازه نسخه اصلی پرسشنامه سبکهای برزونسکی (۱۹۹۰) کردند و نسخه تجدید نظر شده آن را مورد بررسی قرار دادند روش کار آنها چنین بود که ابتدا سوالات تعهد را حذف کردند و پاسخ به بقیه سوالات مربوط به سبکهای هویت را با روش تحلیل عاملی اکتشاف و چرخش وریماکس تجزیه و تحلیل کردند ضریب همبستگی (r) سبکهای هویت اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم به ترتیب ۷۹/۰، ۸۱/۰، ۸۴/۰ که بالا و قابل ملاحظه بودند.
دانشورپور(۱۳۸۵) در مطالعه خود باتعداد نمونه ۳۲۰نفر ضریب آلفای کرونباخ سبکهای هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی و تهعد به ترتیب۵۷/۵۰، ۵۰/۰، ۵۴/۰، ۶۶/۰ گزارش کرد.
۳-۶- پایایی پرسشنامه
جدول۳-۶-۱ضریب خرده آزمونهای پرسشنامه سلامت اجتماعی به همراه تتای ترتیبی در صورت حدف سوال