اثربخشی بازي درماني در افزایش مهارت‌های شناختي، اجتماعي و حركتي دانش‌آموزان كم توان ذهني آموزش پذير- قسمت 22

سازگاري با محیط اجتماعی مورد نیاز است.
حمایت پذیرهوشبهر کمتر از 40 این گروه افرادي هستند که حتی در برآوردن نیازهاي اساسی خود نیز ناتوان هستند و فقط در یک محل ویژه از آن ها نگهداري یا مراقبت می شود.
سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور به کودکان کم توان ذهنی خدمات آموزشی و توان بخشی ارائه می کند که از نظر هوشی در سطح آموزش پذیر باشند.
برنامه آموزشی :
پژوهش ها در خصوص مداخله بهنگام، اثرات تسهیل کننده و تقویت کننده بر رشد حرکتی و رشد شناختی کودکان داراي تاخیرهاي رشدي رابه اثبات رسانده و ضرورت آن را محرز نموده اند.مداخلات اولیه نه تنها بر بهبود و تقویت مهارت ها و توانایی هاي کودك موثرند بلکه بر روابط و ت عامل مادر – کودك نیز اثرگذار است. از این رو سازمان آموزش و پرورش استثنایی برنامه هاي آموزش والدین و کودك را از بدو تشخیص تا 4 سال و 4 تا 6 سال مورد تاکید قرار داده و به منظور غنی سازي آموزش هاي دوره ابتدایی، برنامه 2 ساله آمادگی را تدوین نموده است.
دانش آموزان با کم توانی ذهنی در مدارس خاص استثنایی آموزش می بینند و داراي محتواي آموزشی و کتاب درسی خاص می باشند.
راهبردهای آموزشی
به طور کلی تمرکز و برنامه های آموزشی براساس شدت کم توان ذهنی دانش آموز یا میزان حمایت های مورد نیاز او فرق دارد. برای مثال هرچه شدت اختلال کمتر باشد، معلم بیشتر بر مهارت های تحصیلی تاکید می کند و بالعکس هرچه شدت اختلال بیشتر باشد، بر مهارت های خودیاری، زندگی اجتماعی و مهارت های حرفه ای بیشتری تاکید می شود. دانش آموزان کم توان ذهنی بدون توجه به شدت اختلال، در زمینه تحصیلی، خودیاری، زندگی اجتماعی و مهارت های حرفه ای به آموزش نیاز دارند. نکته مهم در تدریس دانش آموزان کم توان ذهنی تاکید بر کاربردی بودن محتوای آموزشی است. مهارت های تحصیلی کاربردی یعنی آموزش مهارت ها در بافت زندگی روزانه. در حالی که کودک عادی خواندن را برای سایر محتوای تحصیلی مانند تاریخ و … یاد می گیرد، کودک کم توان ذهنی خواندن را برای عمل کردن مستقل می آموزد. در خواندن کاربردی، دانش آموز خواندن را می آموزد تا روزنامه، دفترچه تلفن و برچسب کالا را در مغازه بخواند(برادر[87] و همکاران،2004).
برای این که آموزش دانش آموزان کم توان ذهنی کاربردی باشد، آموزش باید در موقعیت های زندگی واقعی صورت گیرد. آموزش می تواند در کلاس های درس، تحت شرایط شبیه سازی شده، یا در موقعیت های زندگی روزانه به دانش آموزان کم توان ذهنی باید در موقعیت های واقعی صورت گیرد. از آن جایی که آموزش در کلاس های درس نسبت به موقعیت های زندگی واقعی آسان تر است، معلم ممکن است آموزش را در کلاس شروع کند و سپس آن را در موقعیت های زندگی واقعی تکمیل نماید(برادر و اسنل[88] ،2000).
اهم اهداف و برنامه هاي آموزشی بدین قرار است:
دوره پیش دبستان

  1. فراهم کردن فرصت هایی براي پرورش حواس پنجگانه
  2. فراهم کردن فرصت هایی براي پرورش عادات مفید کودکان به منظور تامین تندرستی و سلامت جسمانی
  3. استفاده از فرصت طلایی یادگیري کودکان در سال هاي قبل از دبستان
  4. آموزش پیش نیازهاي اساسی در دوره پیش دبستان جهت آماده سازي کودك براي ورود به پایه اول
نوشته ای دیگر :
اثربخشی بازي درماني در افزایش مهارت‌های شناختي، اجتماعي و حركتي دانش‌آموزان كم توان ذهني آموزش پذير- قسمت 60

دوره آموزش ابتدایی
دوره آموزش ابتدایی داراي 6 پایه تحصیلی اول تا ششم ابتدایی است.
اهم اهداف و برنامه هاي آموزشی دوره ابتدایی عبارتند از:

  1. آموزش مهارت هاي اساسی شامل (خواندن، نوشتن و ریاضیات)
  2. فراهم سازي زمینه رشد عادات مناسب و تسهیل رشد روابط اجتماعی
  3. زمینه سازي در جهت رسیدن به استقلال شخصی به منظور رفع نیاز هاي فردي و اجتماعی
  4. آماده سازي دانش آموز جهت کسب مهارت هاي شغلی و حرفه اي.

ويژگيهاي يادگيري دانش آموزان كم توان ذهني
توانایی یادگیري و حافظه افراد با کم توانی ذهنی در مقایسه با همسالان عادي آن ها به طور معنا داري پایین تر از میانگین است. کودکان کم توان ذهنی به عنوان یک گروه، کمتر می توانند مفاهیم انتز اعی را درك کنند. بدین ترتیب آن ها از آموزش هاي معنادار، مفید و عینی بهره مند می شوند و بیشتر از راه تماس با اشیاي واقعی یاد می گیرند.
مهارت هاي سازشی افراد با کم توانی ذهنی قابل مقایسه با همسالان عادي آن ها نیست. کودك با کم توانی ذهنی به چندین دلیل ممکن است در یادگیري و بکارگیري مهارت ها مشکل داشته باشد، از جمله حواس پرتی، بی توجهی ، ناتوانی در تشخیص سرنخ ها و نشانه هاي اجتماعی و رفتار تکانشی. بدین ترتیب این گونه کودکان نیازمند آموزش مناسب در زمینه استدلال کردن، قضاوت و مهارت هاي اجتماعی هستند که منجر به روابط اجتماعی بسیار مثبت و کفایت شخصی می شوند. یکی دیگر از ویژگی هاي آشکار این گروه از کودکان ، تاخیر در گفتار و رشد زبان است . متداولترین مشکلات گفتاري عبارتند از مشکل تولید گفتار، مشکل صدا و لکنت. هدف بسیار مهم مداخله زبانی در این کودکان افزایش ارتباط کارکردي آنان است.
در ميان نظامهاي آموزش و پرورش، مدارس مربوط به دانش آموزان كم توان ذهني با مشكلات زيادي درحوزة آموزش و پرورش اين كودكان مواجه هستند.كودكان كم توان ذهني عمدتاً دچار ضعف چشمگير انگيزشي هستند، در آموزش و پرورش و توان-بخ
شي اين كودكان مي بايست بيش از هر چيز ديگر به اين امر مهم توجه نمود، چرا كه ظرفيت واقعي ذهني ورفتار هوشمندانه ي قابل انتظار از ايشان، فقط زماني ميتواند متبلور گردد كه اين كودكان از بيشترين آمادگي رواني و بالاترين انگيزه برخوردار باشند. بديهياست كه كانون شاد خانواده، كلاس درس پرنشاط، بهره گيري از وسايل ديداري- شنيداري، رايانه هاي آموزشي، هنرهاي نمايشي، بازي و حركات ورزشي منظم و گروهي، از عوامل مهم در برانگيختگي رواني است(افروز، 1389).
كودكان كم توان ذهني آموزش پذير كه به تدريج وارد برنامه ي آموزشي رسمي مدرسه مي شوند، طبيعي است كه نسبت به ساير همسالان خود در امر يادگيري و كسب مهارتهاي لازم كندتر هستند. نه تنها خيلي ديرياد مي گيرند، بلكه برخي ديرآموز هستند. از اين رو،معلم نياز به زمان و صبر بيشتري خواهد داشت تا بخش ساده اي از برنامه ي آموزشي مورد نظر را آموزش دهد. معلم كودكان كم توان ذهني در برنامه ريزي و روشهاي آموزشي خود بايد به اصولي چون فراهم آوردن تجربيات متنوع آموزشي متناسب با سن ذهني كودك، كمك به دانشآموز در انتخاب فعاليتهاي جالب و خوشايند، سعي در استفاده از موقعيتها و موضوعات آموزشي ملموس و عيني، بهره گيري از هنر و بازيهاي مختلف براي ارائهي برنامه ي آموزشي جالب و متنوع و مانند آن توجه نمايد(افروز، 1389).
بسياري از مربيان آموزشي براين باورند كه بازيهاي آموزشي براي ايجاد انگيزه در تجربهي مهارتها واطلاعات جديد مؤثر هستند. آنها اظهار داشتند كه بازيهاي آموزشي انگيزشي هستند، زيرا باعث علاقه،هيجان و لذت زيادي مي شوند، و براي درگير شدن دانش آموزان در فعاليتهاي يادگيري لازم هستند(کلمن،2008).
راكز، كوتزمن(2007) معتقد بود، بازيهاي آموزشي موجب تعامل اجتماعي و بهبود مهارتهاي اجتماعي در طي بازي مي شوند كه ميتواند به ايجاد جامعهاي در بين افراد درگير در بازي كمككند و يادگيري متمركز بر دانش آموزان را ارتقاء دهد. گلندون و الريچ(2005)، معقتد بودند، بازيهاي آموزشي ميتوانند يادگيري دانش آموزان راتسهيل كنند و موجب مشاركت فعال دانش آموزان در كلاس درس شوند(کلمن،2008).
معلمان مدارس كم توان ذهني همواره اظهار مي دارند كه با وجود صرفوقتو انرژي فراوان، نتيجه ي يادگيري اين كودكان رضايت بخش نيست. از آن جايي كه انتخاب روش تدريس مناسب يكي از اصول اساسي آموزش به شمار مي رود، استفاده از بازي كه توسط سازمان هاي آموزشي به عنوان يكروش تدريس به طور رسمي پذيرفته شده است و اثر مثبت آن بر آموزش، رشد جسمي، ذهني، اجتماعي و افزايش انگيزه ي كودكان به اثبات رسيده، مي تواند در آموزش به اين كودكان مؤثر واقع شود.
دلايلي بر استفاده از بازي هاي آموزشي:
بازيهاي آموزشي راهبردي معني دار و مؤثر براي آموزش و يادگيري هستند. بازيها داراي تأثير مثبتي

نوشته ای دیگر :
تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی ورسانه ای ایران و آمریکا طی سال 1390 الی 1392- قسمت 94