اثربخشی بازي درماني در افزایش مهارت‌های شناختي، اجتماعي و حركتي دانش‌آموزان كم توان ذهني آموزش پذير- قسمت 17

هربرت اسپنسر[32] از اولین کسانی بود که در این مورد کوشش نمود او اظهار داشت حیواناتی که در رده بالای سلسله تکاملی قرار دارند، کلیه وقت و انرژی خود را صرف پیدا کردن غذا نمی‌نمایند، بلکه «انرژی مازاد» خود را در فعالیت‌های دیگری، به کار می‌گیرند. دیدگاه اسپنسر در زمینه مصرف انرژی اضافی که در واقع انعکاسی از عقیده طرفداران «نظریه انرژی مازادی» است، که عقیده دارند بدن مقداری انرژی دارد که آن را به صورت فعالیت‌های هدف‌دار یعنی «کار» و یا فعالیت‌های بدون هدف یعنی «بازی» مصرف می‌کند. اسپنسر نتیجه گرفت: بازی بکار گیری مصنوعی نیروهایی است که در هنگام فقدان به‌کارگیری طبیعی آن‌چنان آماده تخلیه می‌گردند که کودک به وسیله اعمال خود به خودی به جای اعمال طبیعی خود را تخفیف می‌دهد.
2- تعاریف بازی با تاکید بر روی شخص
فروید در جریان کار پر بار خود توجه زیادی به پدیده بازی داشت. او بر مسائل عاطفی و آن چه در «درون شخص[33]» می‌گذرد توجه دارد و با بررسی نظام‌های تنشی موجود در درون شخص به بررسی چگونگی برخورد با این تنش‌ها در بازی می‌پردازد.
3- تعاریف بازی با تأکیدی بر فضای زندگی
اریکسون در این مورد مطالب زیادی دارد او توضیح می‌دهد که بازی به نظر من صحبت کردن به صورت مبهم است. یعنی عملکرد خود و کوششی جهت هماهنگ کردن فرآیندهای جسمی و اجتماعی که فرد جزئی از آن است. در این تعریف محیط زندگی فرد، چگونگی تعاملات او با محیط و اشیایی که در محیط قرار دارند و نقش بازی در چگونگی درک و پذیرش فرد از محیط بیرون مورد توجه قرار می‌گیرند. (آرین، 1392).
4- تعاریف بازی، با تاکید بر جنبه اجتماعی- فرهنگی
به چگونگی شکل گرفتن زندگی اجتماعی انسان به عنوان عضوی پیوسته با جامعه انسانی اشاره دارد که نظریه‌های مربوط به اثر بازی در رشد اجتماعی کودک را می‌توان در این مقوله قرار داد (مهجور، 1390).
(احمدوند، 1389) اظهار می‌دارد: بازی مدت‌ها است که افکار و نوشته‌های برخی از دانشمندان علوم رفتاری را به خود اختصاص داده است. اینان کوشیده‌اند پدیده بازی را که در انسان‌ها و حیوانات وجود دارد تعریف و تبیین کنند که هنوز با وجود این همه علاقه و کنکاش پیرامون مسئله مذکور که چرا کودکان بازی می‌کنند و آن را دوست دارند، کسی نتوانسته است تعریف قابل‌قبولی از بازی ارائه دهد که انتقادی بر آن وارد نباشد و تمام جنبه‌های رفتاری بازی به درستی تبیین شده باشد».
دیدگاه‌های مربوط به بازی
دیدگاه فروبل[34]
فروبل متخصص تعلیم و تربیت (پدر کودکستان) از جمله کسانی است که به نقش و اهمیت بازی در آموزش و سازندگی کودکان توجه زیادی مبذول داشته است. مهم‌ترین عقیده و اظهار فروبل این بود که می‌گفت : «کودکان بیش از هر چیز از بازی‌های خود مطلب می‌آموزند». فروبل که کلاس‌های خود را در «باغ های کودکان[35]» تشکیل می‌داد فعالیت‌های حیاتی و لازم را برای کودکان طرح‌ریزی می‌کرد و در کنار لذت و شادی در همین کلاس‌ها به آموزش مفاهیم ضروری مبادرت می‌نمود. فروبل با توسل به بازی به عنوان «الگوی آموزش و برنامه درسی» توانست طرح آموزشی خود را بر اساس بازی بنیان نهد او به کمک «هدایا» کودک را قدم به قدم پیش می‌برد و آموزش می‌داد و به مدد «مشغولیات» دست، چشم و فکر کودک را به کار می‌انداخت و به اهداف آموزشی خود دسترسی پیدا می‌کرد. هدایای فروبل یک سری ابزار قابل دست‌کاری بودند که کودک ضمن بازی با آن‌ها تجربیاتی را در خصوص اشکال هندسی، اعداد و اندازه‌گیری‌ها به دست می‌آورد و موجبات رشد مفاهیم ذهنی آنان را فراهم می‌ساخت از دیگر فعالیت‌های پیشنهادی فروبل «آوازها و سرودهای تفریحی» می‌باشند. آوازها و سرودهای فروبل اساساً برای استفاده مادران تهیه شده بود و بعداً به وسیله معلمین در کودکستان‌ها به کار گرفته می‌شد به عقیده وی سرودها و آوازها مادر را متوجه مسئولیت خود در قبال کودک و درک این واقعیت می‌کنند که پرورش کودک از هنگام زادن آغاز می‌شود و همچنین حواس، اندام و ماهیچه‌های کودک را ورزش می‌دهند. (آرین، 1392)
دیدگاه دکرولی[36]
دکرولی دانشمند و متخصص تعلیم و تربیت بیش از دیگران روی ارزش‌های آموزشی بازی تاکید کرده است بازی‌هایی که نامبرده برای کودکان تدارک دیده است باعث پرورش استعدادهای حسی- حرکتی آنان می‌شود وی معتقد است که از طریق بازی کودکان اشیاء معمولی و آشنا و تصویرهایی از صحنه‌های زنده را به جای اشکال انتزاعی هندسی قرار می‌دهند و در امر فراگیری آنان تسهیل به عمل می‌آید. به نظر دکرولی بازی تخیلی (بازی‌های تقلیدی) ، هوشی (بازی‌های معمایی) و اجتماعی (بازی‌های گروهی) هم به عنوان روش یادگیری و هم به عنوان وسیله بیان از ارزش و سازندگی قابل توجهی برخوردار است. (آرین، 1392)
دیدگاه ژان شاتو[37]
شاتو بازی‌ها را به کنشی، تقلیدی و دلخواه تقسیم نموده است. در بازی‌های کنشی اشتغال خاطری برای تغییر دادن رفتار، اصلاح آن مهارت در کنش و سازگار نمودن این با زمینه‌های دیگر تجلی می‌کند. بازی ابداً به یک کنش
محدود نمی‌شود بلکه توسط این کنش به تمام جهات تمایل پیدا می‌کند در سنین کودکستان بازی‌های کنشی به شکل پیچیده‌تری ظاهر می‌گردند مانند بازی‌های دویدنی بازی‌های جیغ و دادی، بازی‌های تقلیدی که طبیعتاً تا اندازه‌ای مستلزم همانندسازی با الگوهای مورد تقلید می‌باشند می‌توانند یک وسیله ورزیده شدن برای شناخت و درک چشم اندازهای دیگران و یا سلاحی علیه خودمحوری باشند. برای مشاهده استعدادهای تقلیدی کودک می‌توان بازی کودکی 8-7 ساله را که در نقش مرغ در یک لانه مراقبت شده تخم می‌گذارد و یا بازی کودکی را که لکوموتیوران شده و سعی می‌کند هیچ‌چیز فراموش نشود، مورد توجه قرار داد. بازی‌های دلخواهی با بهترین وجه می‌توانند طرز فکر بازیکن را روشن کنند این بازی‌ها توسط کودکان ابداع می‌گردند و می‌توانند بسیار متنوع و متفاوت باشند. (آرین، 1392)
دیدگاه کارل گروس[38]
گروس با پذیرش این ملاک که «بازی عبارت است از یک پیش تمرین عمومی یا تمرین مقدماتی» که می‌توان بازی‌ها را به دو دسته اساسی تقسیم کرد:
الف : بازی‌هایی که در آن‌ها نقش‌های عمومی مطرح هستند.
ب: بازی‌هایی که نشان دهنده نقش‌های اختصاصی‌اند. (آرین، 1392)
دیدگاه کرا[39]
کرا در تقسیم‌بندی خود از بازی‌ها به کنش‌های ارثی و کنش‌های تقلیدی تکیه می‌کند به نظر او کودک بازی می‌کند برای اینکه در بازی او امکان تجسم یا تصور کردن صحنه‌ها وجود دارد زیرا می‌تواند موقع و وضع خارجی را بدون اینکه نسبت به آن‌ها سازش یافته شد برای خود مجسم کند. مثلاً با عروسک بازی انگیزه مادری خود را تحکیم ببخشد(آرین، 1392).
دیدگاه پرز[40]
پرز بازی‌های کودکان را به سه گروه تقسیم می‌کند:

  1. بازی‌های منظم- بازی‌هایی هستند که در آن‌ها قواعدی اعمال می‌شود.
  2. بازی‌های، نامنظم- بازی‌هایی هستند که در آن‌ها هیچ نوع قواعدی اعمال نمی‌شود و جنبه‌های تمرینی را می‌توان در آن‌ها مشاهده کرد.
  3. بازی‌های مهارتی- در این بازی‌ها سعی کودکان در انجام بازی‌هایی است که مهارت ساختن در آن‌ها مطرح است و در حد اعلا جنبه سازندگی به خود می‌گیرند. مانند ساختن یک برج. این نوع بازی‌ها در نهایت متضمن جنبه خلاقیت هستند. (آرین، 1392)

دیدگاه اشترن[41]
اشترن برای اولین بار مسئله ساخت بازی‌ها را مطرح می‌سازد و بازی‌ها را به دو گروه فردی و اجتماعی یا گروهی تقسیم می‌کند.
الف- بازی‌های فردی: بازی‌هایی هستند که می‌توانند جنبه تجربی یا جنبه ساختن و جنبه اشیاء را داشته باشند. آدمی با این نوع بازی‌ها رابطه خود را با اعضاء بدنش مستحکم می‌کند همچنین رابطه خود را با اشیاء تحکیم می‌نماید به این گروه می‌توان بازی‌های نقش دار افزود.
ب- بازی‌های گروهی نیز به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارت‌اند از:

  1. تقلید یک بازیگر بازی می‌گردد.
  2. ایفای نقش‌های تکمیلی
  3. بازی‌هایی که جنبه مبارزه و جنگ دارند. (آرین، 1392)