رابطه فلسفه اخلاقی و رفتار فرانقش کارکنان شرکت گاز استان گیلان- قسمت ۱۰

۲-۱-۷-۱) گزینش واستخدام
برخی از محققان معتقدند افرادی که علائم شهروندی خوبی را در حوزه زندگی شخصی از خود بروز می دهندبه همان میزان تمایل دارند تا شهروندان سازمانی خوبی باشند بر این اساس سازمانها باید فرایندهای جذب و استخدام نیروی خود را طوری طراحی نمایند که افرادی با رفتار شهروندی خدمتی جذب سازمان شوند .
۲-۱-۷-۱) آموزش و توسعه
سازمانها می توانند با اجرای طرحها ی اموزشی برای کارکنان فعلی سازمان به ایجاد رفتارهای شهروندی سازمانی مفید و سازنده بپردازند .استفاده از برنامه های اموزشی موجب تسهیل کمک های بین فردی در میان کارکنان می شود البته برای توسعه مهارت های کارکنان می توان از برنامه های اموزش میانی و چرخش شغلی نیز استفاده کرد .
۲-۱-۷-۱) ارزیابی عملکرد و جبران خدمات
سازمانها می توانند با ایجاد سیستمهای منطقی و منظم برای ارائه پاداش به کارکنان تا حد زیادی رفتار شهروندی سازمانی را تسهیل نمایند تحقیقات نشان داده است که افراد در کارهای که احتمال در یافت پاداش و جود دارد بیشتر مشارکت می نمایند به همین علت توجه به سیستمهای پاداش اقتضایی و موثر توسط سازمان در شکل دهی شهروندان خوب بسیار تاثیر گذار خواهد بود .
۲-۱-۷-۱) سیستم‌های غیررسمی
برخی از روانشناسان معتقدند که فشارهای اجتماعی و هنجارهای گروهی غالبا تاثیر بیشتری نسبت به رویدادهای رسمی بر رفتار فردی در سازمان می گذارند به همین علت توسعه مکانیز مهای غیر رسمی مانند فرهنگ مشارکتی ، یک رکن اساسی و محوری برای تقویت رفتار شهروندی سازمانی در محیط کار است .
۲-۲) فلسفه اخلاقی کارکنان
۲-۲-۱)مقدمه
اخلاق را مجموعه ای از صفات روحی و باطنی انسان تعریف کرده اند که به صورت اعمال و رفتاری که از خلقیات درونی انسان ناشی می شود ، بروز ظاهری پیدا می کند و بدین سبب گفته می شود که اخلاق را از راه آثارش می توان تعریف کرد . استمرار یک نوع رفتار خاص ، دلیل بر آن است که این رفتار یک ریشه درونی و باطنی در عمق جان و روح فرد یافته است که آن ریشه را خلق و اخلاق می نامند . دامنه اخلاق را در حد رفتارهای فردی تلقی می کنند ، اما رفتارهای فردی وقتی که در سطح جامعه یا نهادهای اجتماعی تسری پیدا می کند و شیوع می یابد ، به نوعی به اخلاق جمعی تبدیل می شود که ریشه اش در فرهنگ جامعه می دواند و خود نوعی وجه غالب می یابد که جامعه را با آن می توان شناخت (رجبی پور میبدی و دهقانی فیروزآبادی به نقل از قرا ملکی ، ۱۳۹۱) .
۲– ۲-۲) مفهوم فلسفه اخلاقی
اتیکس[۵۴] به معنی اخلاق از واژه یونانی اتوس ، به معنی ویژگی شخصیتی یا آداب و رسوم می باشد (سهرابی و خانلری ، ۱۳۸۸) . اخلاق یعنی رعایت اصول معنوی و ارزشهایی که بر رفتار شخص یا گروه حاکم است یعنی درست چیست و نادرست کدام است (دفت ، ۱۳۷۴) .
فلسفه اخلاق ، رشته ای علمی ، فلسفی و نوپاست که تعاریف مختلف و گوناگونی برای آن ارائه شده است . برخی آن را چنین تعریف کرده اند : فلسفه اخلاق ، علمی است که به تبیین اصول ، مبانی و مبادی علم اخلاق می پردازد و مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق و گزاره های اخلاقی را مورد پردازش قرار می دهد . برخی در تعریف آن گفته اند : فلسفه اخلاق ، شناخت برترین[۵۵] است ؛ این که خوبی چیست ، بدی کدام است ، دادگری چیست و ستمگری کدام است ؟ به تعبیر دیگر ، فلسفه اخلاق ، علمی است که در آن از چیستی خوبی و بدی و از وظایف و تکالیف اخلاقی و این که این تکالیف برای چه مقصودی باید انجام گیرد و هدف و غایت این وظائف و تکالیف چیست ، بحث می کند . بنابراین ، فلسفه اخلاق ، علمی است که از مبادی تصدیقی علم اخلاق به منظور تشخیص معیارهای خوبی و بدی و به دست آوردن ملاک ارزشی رفتار انسان ها بحث می کند ؛ به این معنا که انسان تکالیف و رفتارهای اخلاقی را برای چه هدف و غایتی باید انجام بدهد یا آن را ترک کند ، و هدف و مقصد این رفتارها چیست ؟ هدف فلسفه اخلاق ، شناخت ملاک های خوبی و بدی افعال است تا انسان ها رفتارشان را بر اساس آن و با انگیزه و هدفی که از آن دارند بسنجند (زکی ، ۱۳۸۴) .
۲-۲-۳) پیشینه تاریخی فلسفه اخلاق
فلسفه اخلاق ، از مباحث نسبتاً نو بنیاد در مباحث اخلاقی است که در نیم قرن اخیر به عنوان رشته مستقل توجه دانشمندان علم اخلاق را به خود جلب کرده است . بسیاری بر این باورند که نخستین جوانه آن در سال ۱۹۰۳ میلادی با انتشار کتاب مبانی اخلاق جورج ادوارد مور[۵۶] زده شد . هیچ تردیدی وجود ندارد که این گونه مباحث در لابلای کتابهای فلسفی و اخلاقی وجود داشته و از مهم ترین دغدغه های متفکران در عرصه اخلاق بوده است تا جایی که پیشینه تاریخی این گونه مباحث از زمان سقراط (حدود ۳۹۹ ـ ۴۷۰ ق . م .) در باب فرار از زندان و مجازات و زیر پا گذاشتن قانون گرفته ، تا «لاک»[۵۷] (۱۶۳۲ ـ ۱۷۰۴) در باب تساهل دینی ، هیوم[۵۸] (۱۷۱۱ ـ ۱۷۷۶) در باب خودکشی ، جرمی بنتام[۵۹] (۱۷۴۸ ـ ۱۸۳۲) در باب اعلامیه حقوق بشر فرانسه ، میل [۶۰] (۱۸۰۶ ـ ۱۸۷۳) در باب تساوی جنسی ، نیچه [۶۱] (۱۸۴۴ ـ ۱۹۰۰) در باب مجازات ، جان دیویی [۶۲] (۱۸۵۹ـ۱۹۵۲) در باب دمکراسی در امریکا ، و سارتر[۶۳] (۱۹۰۵ ـ ۱۹۸۰) در باب نسل کشی در ویتنام قابل ردیابی است (همان منبع) .
۲-۲-۴) عوامل اثر گذار بر فلسفه اخلاقی
با مطالعه مدل های متعدد رفتار اخلاقی ، عوامل متعددی به عنوان فاکتورهای اثرگذار بر

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

رفتار اخلاقی در سازمان شناسایی شده اند . در اکثر مدل های اخلاقی ، فاکتورهای مشابهی به عنوان عوامل اثرگذار بر رفتار اخلاقی سازمان ها معرفی شده اند ، تولایی (۱۳۸۸) با دسته بندی ساده تری از عوامل اثر گذار بر فلسفه اخلاقی آنها را به دو دسته عوامل فردی(سطح خرد) ، سازمانی(سطح میانی) و اجتماعی (سطح کلان)تقسیم کرد .
۲-۲-۴-۱) فردی :
نگرش (ارزیابی فرد از خوب و بد) ، قصد ، قدرت نفس (مقاومت در برابر انگیزه های بیرونی) ، مرکز کنترل (تمایل به برهاناخلاقی در افراد مرکز کنترل درونی) ، وابستگی میدانی (بعنوان راهنمای افراد برای انجام کارها) ، دموگرافی (تفاوت نقش جنسیتی ، عقاید مذهبی ، سن ، تجارب کاری و ملیت) ، ارزش ها و باورها (تولایی ، ۱۳۸۸) . بعنوان مثال در مطالعه انگوین و همکاران (۲۰۰۷) نقش جنسیت در قضاوتهای اخلاقی مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج نشان داد قضاوت اخلاقی دانش آموزان دختر در سطح بالاتری قرار دارد .
۲-۲-۴-۲) سازمانی :
اشاره به فاکتورهای سطح سازمانی دارد. سازمانها معمولا قدرت مانور خوبی بر روی این فاکتورها دارند و اکثر آنها از طریق سیاستها و برنامه های سازمانی قابل کنترل هستند. رقابت،نظام پاداش، خط مشی های اخلاقی، خصوصیات شغلی، منابع، فرهنگ سازمانی، اهداف سازمان، رفتار مدیر، افراد مرجع، اختیار ،سمت، ارزیابی عملکرد، جو سازمانی (تولایی، ۱۳۸۸) .
۲-۲-۴-۳) اجتماعی :
خانواده ، گروههای اجتماع ، تحصیلات رسمی ، سیستم آموزشی ، تعلیمات و سمینارهای مربوط به اخلاق بر باورهای اخلاقی و رفتار اخلاقی افراد تأثیر می گذارند . البته ، زمینه های فرهنگی افراد نیز بر رفتار اخلاقی یا غیراخلاقی آنها تأثیر گذار است (Ferrel and Gresham , 1985) .
۲–۲-۴) انواع فلسفه های اخلاقی
نظریات اخلاقی از نقطه نظرات گوناگونی قابل تقسیم هستند ذیلا برخی از دسته بندی های انجام شده در این حوزه ارائه گردیده است :
۲-۲-۴-۱) دسته بندی بر حسب هدف یا فرآیند
بسیاری از محققان در یک دسته بندی عمومی و کلی فلسفه های اخلاقی را به دو دسته نتیجه گرایی (توجه به هدف) و وظیفه گرایی (توجه به فرآیند) تقسیم کرده اند .
۲-۲-۴-۱ -۱) دیدگاه نتیجه گرایی
در این دیدگاه ، عملی اخلاقی محسوب می شود که نتیجه دلخواه را حاصل نماید . بنابراین برای آنکه اخلاقی بودن عملی را اثبات کنیم باید به نتایج و پیامدهای آن بنگریم . این دیدگاه به دو نظریه فرعی تقسیم می شود . یکی خویشتن خواهی یا اصالت نفع فردی و دیگری سومندگرایی یا اصالت فایده . در نظریه اصالت نفع فردی ، رفتار قابل قبول را باید در برابر نتیجه ای که برای فرد در بردارد ارزیابی نمود . طرفداران این نظریه معتقدند به دنبال سود شخصی و نفع فردی رفتن و آن را به حداکثر رسانیدن عملی پسندیده و مستحسن است و نباید منع شود . افراد زمانی که در پی نفع خود حرکت می کنند ، جامعه حالتی پویا پیدا می کند .
در نظریه سودمندگرایی یا اصالت فایده ، نتیجه همچنان از اهمیت برخوردار است اما تلاش در آنست که بیشترین منفعت برای بیشترین افراد حاصل گردد . در این حالت علاوه بر نفع فردی به منافع جامعه نیز توجه می شود ، اما نتیجه حاصله برای فرد همچنان از اهمیت برخوردار بوده و نقش تعیین کننده خود را حفظ کرده است . مثلاً مدیریت سازمانی به حفظ محیط زیست علاقه نشان می دهد . نه بخاطر آنکه محیط زیست به خودی خود ارزشمند و مهم است ، بلکه از آن جهت که توجه به محیط زیست موجب تامین منافع بلند مدت سازمان می گردد.
۲-۲-۴-۱ -۲) دیدگاه وظیفه گرایی :
دیدگاه وظیفه گرایی مدعی است که اگر چه نمیتوان از نتایج و پیامدهای اعمال صرف -نظر کرد. اما ویژگی های مهم دیگری نیز وجود دارند که تعیین کننده درستی و نادرستی اعمال میباشند. در وظیفه گرایی، ملاک سنجش افعال اخلاقی، وظیفه است. حقانیت افعال اخلاقی ناشی از یک الزام است. الزامی که در خود عمل نهفته است. در نتیجه،درستی و نادرستی افعال، برآمده از ذات خود فعل است، یعنی فعل خوب ذاتا مستحق تحسین است و نه به موجب ایجاد نتایج خوب است(موحدی، ۱۳۸۹)
۲-۲-۴-۲) دسته بندی محوری
نویسندگان دیگری دیدگاههای اخلاقی را به سه دسته تقسیم کرده اند و قائل به سه دیدگاه خودمداری (اصالت فایده) ، فرد مداری (رعایت حقوق فردی) و حق مداری (عدالت گرائی) می باشند (قاری سید فاطمی ، ۱۳۸۸ ؛ الوانی ، ۱۳۹۱) .
۲-۲-۴-۲ -۱) نظریه خودمداری :
از نگاه این نظریه اخلاقی ، نفع بیشتر برای تعداد بیشتری از افراد جامعه ، ملاک ارزیابی اخلاقی بودن و موجه بودن عمل است . بنابراین عمل و یا قانونی موجه خواهد بود که بیشترین نفع را متوجه بیشترین تعداد افراد جامعه کند . نفع‏انگاران خود به دوگروه عمل مدار و قاعده مدار تقسیم می‏شوند (قاری سید فاطمی ، ۱۳۸۸) .
۲-۲-۴-۲-۲) نظریه فرد مداری :
نظریه های اخلاقی بر حول محور خود متمرکز بوده و بیشتر به اول شخص مفرد من[۶۴] توجه دارد (همان منبع) . در این نظریه ، عملی اخلاقی محسوب میشود که در آن حقوق و آزادی های فردی به عنوان اصلی کلی رعایت شود (الوانی ، ۱۳۹۱) .
۲-۲-۴-۲ -۳) نظریه حق مداری :
نظریه اخلاقی حق مدار حول این محور دور می زند که افراد انسانی (و البته در برخی نظریات جوامع انسانی ، حیوانات نیز ممکن است صاحب حق تلقی شوند) اخلاقاً دارای چه حقوق و تکالیفی هستند . نظریه اخلاقی حق مدار وامدار اخلاق کانتی است بعنوان پاسخگویی حکومت در برابر شهروندان[۶۵]> را می توان تحت تاثیر چنین نظام اخلاقی ، بخوبی توجیه کرد . اما دست آورد این نظام اخلاقی را عمدتا باید در عرصه حقوق عموما و حقوق بشر خصوصا دانست .(قاری سید فاطمی ، ۱۳۸۸) . در این نظریه تصمیمها زمانی اخلاقی اند که با عدالت و انصاف اتخاذ شوند و هر کسی بر اساس میزان تلاش و سعی خود پاداش ببیند و از تبعیضهای ناروا و بی عدالتی و بی انصافی خبری نباشد (الوانی به نقل از هلریگل و اسلوکام [۶۶] ، ۱۳۹۱) .
۲-۲-۴-۳) دسته بندی فورسیت :